درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٢ - حديث ٤ از اصول كافى
بلكه بايد صفات و افعال كبريائى جنبه تجدد و تغيير و امكان نداشته باشد و گر نه لازم فاسد مترتب مىشود از جمله اينكه علم و قدرت ساحت كبريائى معرض تغيير و كثرت قرار بگيرد زيرا در اثر تجدد حوادث يعنى تغيير معلوم و حادثهاى در نظام طبع لا محاله سبب تغيير علم كبريائى خواهد بود و حدوث حادثهاى سبب عروض و حدوث علم جديد گردد مانند علم بشر كه در اثر حادثهاى كه تحقق نداشته و سپس تحقق يافته لا محاله نسبت بامر حادث علم بشر نيز حادث و تغيير پذير خواهد بود و ساحت كبريائى منزه از نقص است.
و مراد از وحدت حقيقى ذات كبريائى و صفات آنست كه همه اين حقايق موجود بوجود واحد حقيقى و عين ذات است در نتيجه ذات كبريائى وجود و علم و قدرت و حيات و اراده و سميع و بصيرت و هم چنين عالم و قادر وحى و مريد و سميع و بصير و حكيم و جواد بطور اطلاق است و هيچ يك از اين صفات زايد بر ذات قدس نخواهد بود از نظر اينكه همه مظاهر و شئون وجوب وجود و صرافت وجود هستند.
بر حسب روايت
(من عرف نفسه فقد عرف ربه)
از نظر آنست كه روح و روان نفس تعلقى بشر با مقام ربوبى مناسبت چندى دارد و آن را امانت و وديعت پروردگار به بشر معرفى نموده است از نظر اينكه چه بر حسب ذات و چه بر حسب صفات ذاتى و افعال نشانه دارد با ساحت كبريائى زيرا روح و نفس تعلقى مجرد از مكان و تحيز و از جسمانيت است و جهتى ندارد و قابل اشاره نيست هم چنين اتصال بعالم طبع ندارد و نيز منفصل و نيز داخل در اين جهان نيست و هم چنين خارج نيست از نظر تعلق كه ببدن عنصرى دارد و بدان وسيله با خارج و موجودات تماس دارد.
از لحاظ صفات آفريدگار او را آفريده در حالى كه داراى حيات عاريتى است و نيز عالم و قادر و سميع و بصير است و در اين جهان از طريق اعضاء جوارح