درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣١ - حديث ٤ از اصول كافى
و مشعر و شعور و تصور كه بر اساس حواس ظاهرى نهاده شده مانند بينائى و شنوائى و ساير حواس باطنى و درونى بشرى است.
بلكه ساحت ربوبى منزه از نقص و امكان است زيرا او خالق نيروى مشاعر و تصديق و تصور است و خالق هرگز با مخلوق در مرتبه وجودى يكسان نخواهد بود بلكه ساحت كبريائى واجب الوجود بجميع جهات است و بشر مخلوق و محدود بجميع جهات است.
همچنين ايجاد جواهر و موجوداتى كه در خارج نياز بموضوع ندارد شاهد آنست كه ساحت كبريائى منزه از نقص ماهيت است زيرا جوهر ماهيتى است كه در خارج استقلال و تحيز داشته و موضوعى مانند كيفيات و اعراض نخواهد بود بلكه ساحت او آفريدگار جواهر بوده و خالق موجودات و موجد آنها است او وجود حقيقى بسيط است در او شائبه ماهيت و تيرهگى فصل و كليت و جنس نخواهد بود.
قوله عليه السلام: و بمضادته بين الاشياء عرف ان لا ضد له و بمقارنته بين الاشياء عرف ان لا قرين له
: بيان آنست كه از جمله آثار فعل ساحت كبريائى خلق و ايجاد موجوداتى است كه تضاد با يك ديگر دارند و ضد دو امر وجودى هستند كه ميان آن دو خلاف است و اجتماع و تحيز آن دو در محل واحد ممتنع است و چنانچه ساحت پروردگار ضد ميداشت محتاج بمحلى بود كه ضد در آن محل عارض شود كبريائى او منزه است از نقص.
و نيز از نظر خلق اضداد در نظام طبع شاهد آنست كه هر موجودى كه داراى ضد است و تضاد و مخالفت با ديگران دارد مخلوق است و همچنين از نظر اينكه اثر و فعل بايد ملايم با فاعل مختار باشد، وجود ضدى براى ساحت كبريائى نخواهد بود.