درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٧ - حديث ٤ از اصول كافى
تابناك امكانى پرتوى از اشعه خورشيد جهان آراست بر اين اساس حجابى از ناحيه حريم كبريائى نخواهد بود جز نورانيت بدين جهت بر همه موجودات احاطه وجودى و احاطه شهودى دارد و نور و شعاع او بر همه ذرات و ريز و كلان تابان است هيچ موجودى از نورانيت و تابش فيض او بىبهره نخواهد بود در نتيجه از ناحيه حريم او هيچ گونه مانعى از ظهور نيست و هم چنين از اظهار موجودات يعنى تابش نور وجود بر حسب قابليت و استعداد موجودات مختلف خواهد بود از اين مقدمه استفاده شد كه نيروى عاقله كه در فطرت و كمون بشر نهاده شده و يگانه موهبت وجودى است كه آفريدگار به بشر داده و او را محصول و خلاصه موجودات معرفى فرموده بهمين جهت نيز از نظر اهميت وجودى كه دارد مراتب نامتناهى خواهد داشت.
زيرا عزيزترين موهبت كبريائى به بشر همان نيروى تعقل و فهم حقايق و صفات حريم كبريائى است لا محاله بايد مراتب و درجات بىنهايت داشته باشد و هيچ يك از موهبتهاى پروردگار كه بجامعه ممكنات ارزانى داشته مانند نيروى عاقله و روح ارزشى ندارد بدين نظر آن را امانت الهى و روح مستند بساحت كبريائى تغيير فرموده است.
و از رابطه روح و نيروى عاقله بشر تعبير بنور نموده در آيه (وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ) و در آيه ديگر (إِنَّ الْهُدى هُدَى اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ) و در آيه ديگر (وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً) و در روايت تعبير بحقايق الايمان شده است از نظر رابطه نور اكتسابى با نور حقيقى هرگز موجود امكانى ديگرى اين چنين رابطهاى نخواهد داشت.
زيرا روح و نيروى تعقل كه ساحت كبريائى بخصوص بشر موهبت فرموده عبارت از نيروى درك و يافتن حقايق كه نامتناهى است و كلمه كن وجودى است كه زوال و فناء ناپذير و موهبت ابدى است و حقيقت بقاء و سعادت و اولين نتيجه