رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٥٩ - شجره ملعونه
هوا، با گذشت و عميق بود و قريش او را جز به واسطه برترى و فضلى كه داشت به سرورى برنگزيد.[١]
جاحظ در كتاب التاج آورده: به اسحاق بن ابراهيم گفتم: آيا خلفاى بنى اميه خود را براى مغنّيان و نديمان آشكار مىكردند؟ [يا از پشت پرده به آواز آنان گوش مىكردند]
گفت: در خلافت معاويه، مروان، عبدالملك، وليد، سليمان، هشام و مروان بن محمد ميان خليفه و نديمان پردهاى بود و آنچه خليفه انجام مىداد بر احدى از نديمان آشكار نبود؛ چرا كه گاه خليفه از فرط طرب و خوشى از خواندن مغنّى منقلب شده به حركت در آمده كتفهاى خود را حركت داده و رقصيده و گاه لخت مىشد و اين امور را هيچ كس جز كنيزان خاص نمىديد.
البته در صورتى كه از پشت پرده صدايى بلند مىشد يا خليفه از شوق فريادى مىكشيد و يا حركت و رقص چندان شديد مىشد كه از حدّ معمول تجاوز مىكرد پردهدار مىگفت: بس كن اى كنيز، تمامش كن؛ و با اين كار، پيش نديمان چنان وانمود مىكرد كه اين كارها و صدا ها از برخى كنيزكان است نه از خليفه.
[١] - شرح نهج البلاغه ٨/ ١٣٠.