رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٤٩ - آرا و عقايد ابن ابى الحديد
١٠- وى در جلد ١٧ صفحه ى ١٦٨ مىنويسد: و اما بحث درباره جريان هجوم به خانه فاطمه سلام الله عليها گذشت كه ظاهر در نزد من، صحت رواياتى است كه سيد مرتضى و شيعه در اين باره نقل كردهاند البته نه همه آنها بلكه بعضى از آنها.
البته ابوبكر حق داشته كه بعد از آن از اين جريان متأسّف و پشيمان بوده باشد و اين دلالت بر قوت دين و ترس او از خدا بوده و اين جريان بيش از آنكه طعن و نقصى بر او باشد منقبت و كرامتى براى او بود.
١١- توقف ابن ابىالحديد در ايمان ابوطالب كه در جلد ١٤ صفحه ى ٨٢ مىنويسد: خلاصه اينكه در باره مسلمان شدن او اخبار زيادى هست در مقابل، روايات بسيارى نيز هست كه او بر دين قوم خود از دنيا رفت و به مقتضاى قواعد جرح و تعديل بين روايات، همچون تعارضِ دو دليل در نزد قاضى، بايد در اين گونه امور توقف كرد و من نيز به همين جهت در امرِ اسلام آوردن يا نياوردن ابوطالب توقف كرده نظرى نمىدهم.
مىگويم: شيعه به چشم اوليا و اوصيا به ابوطالب نگاه مىكند و چنانكه امام زين العابدين على بن الحسين فرموده:
إِنَّ مَثَلَ أَبِي طَالِبٍ مَثَلُ أَصْحَابِ الْكَهْفِ أَسَرُّوا الْإِيمَانَ وَ أَظْهَرُوا الشِّرْكَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْن.