رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٣٦ - روايات برگزيده
ابوسعيد گويد: به نزد على رفته و بشارت اين خبر پيامبر را به او دادم اما على چندان ذوق زده نشد و گويا خود قبلًا از اين خبر اطلاع داشت.[١]
اين خبر را صاحب كنز العمّال در كتاب الفضائل از احمد، ابويعلى، بيهقى، حاكم و سعيد بن منصور نقل كرده است.
ابن ديزيل با سندِ خود، از ابىصادق نقل مىكند: ابوايوب انصارى در عراق به نزد ما آمد و قبيله أزد شترى قربانى كرده و توسط من براى او فرستادند. من بر وى داخل شده، سلام كردم و گفتم: اى ابوايوب، خداوند تو را به واسطه مصاحبت با پيامبر خود و پياده شدن آن حضرت در خانه تو گرامى داشته است. حال چه شده كه مىبينم با شمشير با مردم رو به رو شده امروز با اين گروه و فردا با گروهى ديگر نبرد مىكنى؟
گفت: رسول خدا صلى الله عليه وآله با ما عهد كرد كه به همراه على با ناكثين جهاد كنيم كه كرديم همچنين با ما پيمان بست كه همراه او با قاسطين نيز نبرد كنيم كه اينك براى جنگ با آنها آمدهايم- يعنى معاويه و اصحاب او- و نيز با ما پيمان بسته كه در ركاب على با مارقين بجنگيم كه هنوز آنها را نديدهام.[٢]
[١] - شرح نهج البلاغه( ابن ابى الحديد) ٣/ ٢٠٧
[٢] - شرح نهج البلاغه ٣/ ٢٠٧.