رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٦١ - اشعرى در كلام على عليه السلام
أَمَرْتُهُمَا أَنْ يُنَابِذَاكَ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ، فَإِذَا ظَهَرَا عَلَيْكَ قَطَعَاكَ إِرْباً إِرْباً[١].
از بنده خدا، على امير المؤمنين به عبدالله بن قيس. اما بعد اى پسر بافنده اى شرمگاه پدرت را به دندان گرفته؛ به خدا سوگند گمان نداشتم دورى تو از امر خلافت كه خداوند تو را شايسته آن نساخته و بهرهاى از آن برايت قرار نداده، تو را از اطاعت امر من باز داشته و به ايستادن در برابرم وا دارد. اينك ابن عباس و ابن ابى بكر را به سويت فرستادم پس شهر و اهل آن را براى آنها واگذار، و منفور و مطرود از كار ما كناره بگير كه در غير اين صورت به آن دو فرمان دادهام با تو به شدت برخورد كنند كه خداوند حيله خائنان را به هدف نمىرساند و اگر اين دو بر تو دست يابند تو را قطعه قطعه خواهند كرد.
نصر گويد: على عليه السلام بعد از جريان حكميت بعد از هر نماز صبح و مغرب مىفرمود:
اللَّهُمَّ الْعَنْ مُعَاوِيَةَ وَ عَمْراً وَ أَبَا مُوسَى وَ ...[٢]
خدايا معاويه، عمرو عاص و ابوموسى و ... را لعنت كن.
[١] - شرح نهج البلاغه ١٤/ ١٠، تاريخ طبرى ٤/ ٥٠٠.
[٢] - شرح نهج البلاغه ٢/ ٢٦٠.