رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٩ - طلحه در زمان عمر
ياد كردهاى تو را به گدايان و گرسنگانِ قُنّه[١] ملحق خواهم كرد؛ جايى كه آب طلب كنيد و سيراب نشويد و بچريد و سير نگرديد و از همين حالت شادمان و راضى باشيد. طلحه با شنيدن اين سخنان برخاست و بيرون رفت.[٢]
طلحه در زمان عمر
از سخنان عمر در روز تعيين اعضاى شوراى شش نفره است كه خطاب به آنها گفت: آيا درباره ى شما چيزى بگويم؟
سپس رو به طلحه كرد و گفت: بگويم يا سكوت اختيار كنم؟- اين در حالى بود كه عمر از طلحه بخاطر سخنانى كه در اواخر خلاقت ابوبكر درباره اش گفته بود ناراحت و دل ناخوش بود- طلحه گفت: بگو كه در هر صورت در سخنت چيزى از خير يافت نخواهد شد.
عمر گفت: تو را از روزى مىشناسم كه انگشتت در جنگ احد مجروح شد و تو از آنچه برايت پيش آمده بود نا راحت و خشمگين بودى[٣] و
[١] - قُنّه نام مكانى نزديك حومان الدراج در راه بصره به مكه است؛ ر. ك:- علامه مجلسى، بحار الانوار ٣٠/ ٥٢١ در پاورقى و ياقوت حموى، معجم البلدان ٢/ ٣٢٥- مترجم.
[٢] - ابن ابيالحديد، شرح نهج البلاغه ١/ ١٦٥.
[٣] - كنز العمّال: ٢٩٢ و ٥/ ٢٩٥.