رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ٢٢٧ - از ما ده نفر كشته نخواهد شد و از آنها ده نفر زنده نخواهند ماند
از ما ده نفر كشته نخواهد شد و از آنها ده نفر زنده نخواهند ماند
از جندب روايت است: وقتى خوارج از على عليه السلام جدا شدند آن حضرت به تعقيب آنها پرداخت، ما نيز همراه آن حضرت رفتيم تا به اردوگاه آنها رسيديم. اردوگاه خوارج چنان بود كه از فرط قرائت قرآن، از آن صدايى همچون كندوى زنبور مىآمد. در ميان آنان اصحاب نَقَبات و اصحاب بَرانِس[١] بودند! وقتى كه من آنها را ديدم، حالتى سخت بر من وارد شد و به همين جهت به گوشهاى رفته، نيزه خود را در زمين كاشته از اسب پياده شدم و كلاه از سر برداشته، زره خود را روى آن گذاشتم و به نماز ايستادم و در نماز خود مىگفتم: خداوندا، اگر جنگيدن با اينها طاعت تو است به گونهاى اجازه اين كار را به من بده و اگر معصيت تو در آن است بيزارى خود را به من بنما.
جندب گويد: در اين حال بودم كه على بن ابىطالب سوار بر استر رسول خدا صلى الله عليه وآله به نزد من آمد و فرمود: اى جندب، از ناخرسندى و كراهت به خدا پناه ببر. من به آن حضرت نزديك شدم تا پياده شد و در كنار من به نماز ايستاد. ناگهان مردى سوار بر اسبى كم ارزش به ايشان نزديك شد و گفت: يا امير المؤمنين. فرمود: چه مىخواهى؟ عرض كرد: آيا درباره اين
[١] - آن ها افرادى با پوششهاى مخصوص بودند كه گاه به صورت نقاب( اصحاب نقبات) و گاه به صورت كلاه خاصى( اصحاب برانس) بود و به زهد و عبادت شهرت داشتند- مترجم.