رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٦٩ - اخلاق كريم
معاويه در پاسخ او گفت: گذشته را كنار بگذار؛ حال تو در باره على چه فكرى مىكنى؟ گفت: من گمان نمىكنم كارى را كه تو در حق او روا داشتى در باره تو حلال بداند؛ آنچه على را به جنگ تو كشانده آب نبوده است.
نصر گويد: اصحاب على عليه السلام به آن حضرت عرضه داشتند: يا امير المؤمنين، همان گونه كه آنها آب را از تو باز داشتند تو نيز آب را بر آنها ببند. امام عليه السلام فرمود:
لا، خَلُّوا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ، لا أفْعَلُ مَا فَعَلَهُ الجَاهِلُونَ سَنَعْرِضُ عَلَيْهِمْ كِتَابَ اللهِ وَ نَدْعُوهُمْ إلَى الهُدَى فَإنْ أجَابُوا وَ إلّا فَفِي حَدِّ السَّيْفِ مَا يُغْنِي إنْ شَاءَ اللهُ.
نه، راه برداشتن آب را برايشان باز بگذاريد؛ من كار جاهلان را تكرار نمىكنم. ما كتاب خدا را بر آنان عرضه مىكنيم و آنان را به راه هدايت فرا مىخوانيم؛ پس اگر پاسخ مثبت دادند كه هيچ و گرنه به خواست خدا تيزى دم شمشير ما را كفايت خواهد كرد.
نصر گويد: به خدا سوگند، آن روز به شب نرسيد مگر اينكه سقّاهاى دو سپاه براى بردن آب بدون جنگ و درگيرى بر سر آب جمع آمده و سپاه خود را سيراب نمودند و كسى به كسى آزارى نرساند.[١]
[١] - شرح نهج البلاغه ٣/ ٣٣١ به اختصار، تاريخ طبرى ٤/ ٥٧٢، مروج الذهب ٢/ ٣٨٦ و الكامل ٣/ ٢٨٤.