رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٥٣ - ابوموسى مردم را ازيارى على باز مى دارد
ابوموسى گفت: به خدا سوگند كه بيعت عثمان هنوز در گردن من و گردن دوستتان كه شما را فرستاده (على)، باقى است. اگر بنا باشد بجنگيم، تا احدى از قاتلان عثمان زنده است نخواهيم جنگيد.[١]
ابن ابى الحديد در كتاب خود روايتى از محمد ابن اسحاق نقل مى كند: وقتى محمد بن جعفر و محمد بن ابوبكر به كوفه آمدند و مردم را به جنگ در يارى على عليه السلام فرا خوانده و بسيج كردند؛ گروهى از مردم شبانه نزد ابوموسى رفته به او گفتند: در باره خارج شدن در يارى على با اين دو نفر به ما نظر مشورتى بده.
گفت: راه آخرت اين است كه ملازم خانههاى خود شويد و راه دنيا اين است كه با اين دو نفر برويد.
وى با اين كار اهل كوفه را از خارج شدن باز داشت و چون اين خبر به محمّدَين رسيد با ابوموسى درشتى كردند. ابوموسى گفت: به خدا سوگند كه بيعت عثمان بر گردن على، گردن من و گردن شما دو تن استوار است و اگر بنا باشد با كسى بجنگيم جنگ را با احدى جز قاتلان عثمان آغاز نمىكنيم.[٢]
[١] - تاريخ طبرى ١/ ٣١٣٩، الكامل ٣/ ٢٧٧.
[٢] - شرح نهج البلاغه ١٤/ ٩.