رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٥٢ - ابوموسى مردم را ازيارى على باز مى دارد
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم أمَّا بَعْدُ، فَإنِّي اخْتَرتُكُمْ وَ النُّزُولِ بَين أظْهُرِكُمْ لِمَا أعْرِفُ مِنْ مَوَدَّتِكُمْ وَ حُبِّكُمْ للهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ صلى الله عليه وآله، فَمَنْ جَائَنِي وَ نَصَرَنِي فَقَدْ أجَابَ الحَقَّ وَ قَضَي الَّذِي عَلَيه.
به نام خداوند بخشايشگر مهربان. اما بعد، همانا من شما را برگزيدم تا در ميان شما فرود بيايم؛ چرا كه محبت و دوستى شما را نسبت به خداوند عزّ و جل و رسول او مىدانم؛ پس هر كس به نزد من آمده و يارى ام كند دعوت حق را پاسخ داده و وظيفهاى را كه بر گردن دارد به جاى آورده است.
در اين هنگام مردم به نزد ابوموسى رفته و براى خروج از كوفه و يارى امير المؤمنين از او مشورت خواستند. ابوموسى گفت: راه آخرت اين است كه در خانههاى خود بمانيد و راه دنيا اين است كه به يارى على از شهر خارج شويد، ديگر خود دانيد. وقتى سخن ابوموسى به محمدَين[١] رسيد از او فاصله گرفته و با او درشتى كردند.
[١] - محمّدَين يعنى دو محمّد و منظور محمِد بن جعفر و محمّد بن ابوبكر است كه فرستادگان امير المؤمنين عليه السلام به كوفه بودند- مترجم.