رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٥١ - ابوموسى اشعرى
اين كراهت از باب ورع و پرهيزگارى است؟ اگر چنين است خودِ حذيفه و بالاتر از او شخصِ رسول خدا صلى الله عليه وآله كه اين اسرار را به او آموخته به اين كراهت سزاوارتر هستند؛ مگر اينكه صاحب استيعاب بگويد من از آنها با ورعتر و پرهيزگارتر بوده و از بازگويى آنچه كه آنها بيان داشتهاند اجتناب مىكنم!
اما ظاهراً اين كراهت يا نفرت از نوعى است كه خود حذيفه به آن اشاره كرده است؛ در كنز العمّال آمده كه به حذيفه گفته شد: حال كه عثمان كشته شده تكليف ما چيست؟ گفت: از عمّار جدا نشويد. گفتند: عمار كه از على جدا نمىشود! گفت: حسادت همواره همراه انسان است. مىدانم كه نزديكى عمّار به على موجب مىشود تا شما از او متنفر شويد اما به خداوند سوگند كه فاصلة برترى و فضيلت على برعمار به اندازة فاصله ميان خاك تا ابر در آسمان؛ و عمار از نيكان روزگار است.[١]
كجايى اى حذيفه كه ببينى چون تو به على نزديك بودى و از دشمنانش انتقاد مىكردى از نقل سخن تو نيز كراهت دارند.
ابوموسى مردم را از يارى على باز مىدارد
على عليه السلام در نامهاى به مردم كوفه نوشت:
[١] - فضائل الصحاب/ حديث ٣٧٣٨٧٢.