رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٤٩ - ابوموسى اشعرى
ابن ابىالحديد پس از نقل اين مطلب گويد: سخنى كه ابوعمرو، ابن عبد البر (صاحب استيعاب) به آن اشاره كرده و از نقل آن خوددارى ورزيده سخن حذيفه است كه وقتى در نزد وى از ابوموسى به عنوان يك انسان متدين ياد شد گفت:
شما چنين مىگوييد؛ اما من شهادت مىدهم كه او دشمن خدا و دشمن رسول خدا و در دنيا و آخرت بوده و روزى كه شاهدان به پا خواهند خواست با آنان در جنگ است؛ روزى كه معذرتِ ستمگران برايشان سودى نداشته و براى آنان لعنت و جايگاهى بسيار ناخوشايند است.
حذيفه منافقان را مىشناخت و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله جريان نفاق را به صورت محرمانه براى او افشا فرموده و حتى نام آنان را نيز به او فرموده بودند. روايت شده كه از عمار در باره ابوموسى پرسيده شد. گفت: از حذيفه در باره او سخنى بزرگ شنيدم؛ شنيدم كه در باره او مىگفت: او صاحب بُرنُس[١] سياه است و چنان چهرهاش را در هم كشيد كه دانستم او در شبِ عَقَبه[٢] در ميان آن چند نفر بوده است.
[١] - بُرنُس نوعى شِنلِ كلاهدار است- مترجم.
[٢] - تعدادى از منافقان در بازگشت از تبوك در محلى به نام عقبه در تاريكى شب قصد داشتند شتر پيامبر اكرم را در بالاى بلندى رم بدهند و آن حضرت را ترور كنند اما خداوند رسوايشان ساخت اين شب را عقبه مينامند- مترجم.