رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٣٧ - عمرو بن عاص
پس هرگاه خواستى فخر بفروشى، به ابوسفيان افتخار كن و مباد كه به عاص بن وائلِ دون پايه تفاخر كنى.[١]
ابوعبيده نيز مانند همين را نقل كرده و گفته است: در روز ولادت عمرو بن عاص دو نفر بر سر اين كه پدر او هستند نزاع داشتند: يكى ابوسفيان بن حرب و ديگرى عاص بن وائل. گفته شد كه بايد مادرش را در اين امر، حَكَم قرار دهيم و مادرش گفت: اين پسر از عاص بن وائل است. ابو سفيان گفت: من شك ندارم كه اين من بودم كه نطفه او را در رحم مادرش كاشتم اما آن زن قبول نكرد و گفت فرزند از عاص است.
به او گفتند: چرا ابوسفيان را انتخاب نكردى كه به لحاظ نسب شريفتر است. گفت:
عاص بن وائل زياد به من مىرسد اما ابوسفيان خسيس است.[٢]
آنچه ابن اثير در الكامل در نقل قضيه حكميت آورده نيز اشاره به همين مطلب دارد؛ آن جاكه مىنويسد: على عليه السلام شريح بن هانى حارثى را فرستاد و به او سفارش كرد كه عمرو بن عاص را موعظه و نصيحت كند و او را از عاقبت كارش بيم دهد.
[١] -
|
أَبُوكَ أَبُو سُفْيَانَ لَا شَكَّ قَدْ بَدَت |
لنَا فيكَ مِنْهُ بَيِّنَاتُ الشَّمَائِلِ |
|
|
فَفَاخِرْ بِهِ إِمَّا فَخَرْتَ فَلَا تَكُنْ |
تُفَاخِرُ بِالْعَاصِ الْهَجِينِ بْنِ وَائِل- |
|
شرح نهج البلاغه ٦/ ٢٨٣- ٢٨٢، ربيع الابرار ٤/ ٢٧٥، المحاسن و المساوى بيهقى/ ٧٥- ٧٠.
[٢] - شرح نهج البلاغه ٦/ ٢٨٥.