رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٣٥ - عمرو بن عاص
لااقل كفشهاى خود را به من بده تا بپوشم. گفت اى پسر ابو سفيان، بخل مرا از اين كار منع نمىكند اما كراهت دارم از اين كه به پادشاهان يمن خبر برسد كه تو كفش مرا به پا كردهاى. اما مىتوانى در سايه شتر من راه بروى كه همين شرافت براى تو كافى است.[١]
عمرو بن عاص
وى از جهت پدر و مادر با معاويه شباهت زيادى دارد.
پدرش عاص بن وائل يكى از كسانى است رسول خدا را استهزا و مسخره مىكردند و آشكارا به دشمنى و آزار و اذيت آن حضرت مىپرداختند و در باره او و ياران و اصحاب او اين آيه نازل شده است كه: إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ كه ما [شرّ] ريشخندگران را از تو برطرف خواهيم كرد[٢]. و در اسلام به لقب «ابتَر» به معنى بدون دنباله معروف شده بود؛ زيرا او به قريشيان گفته بود: فردا است كه اين شخصِ بدون فرزند و دنباله بميرد [و كسى از او به يادگار نماند] و منظور او اين بود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله پس از رحلت
از دنيا، فراموش خواهد شد چون فرزند ذكورى از او به جا نمىماند و خداوند نيز در پاسخ اين ياوه سرايى اين آيه را نازل فرمود كه:
[١] - شرح نهج البلاغه ١٩/ ٣٥٣، المحاسن و المساوى بيهقى/ ٢٠١، السيرة الحلبية ٣/ ٩٠، ربيع الابرار ٤/ ١٧٥ و تاريخ المدينه ٢/ ٥٧٩.
[٢] - حجر/ ٩٥