رسول خدا راست گفت - المطيري، علي؛ مترجم کاظم حاتمي طبري - الصفحة ١٣١ - تمام همت معاويه ريااست و حكومت بود
گفت: آرى، به خدا سوگند كه بلند بالا و خوب روى بود و گفته مىشد كه بين دو چشمانش بركت است.
گفت: آيا اميه (جدّ بنىاميه) را هم ديدهاى؟ گفت: آرى، او مردى كوتاه قد و نابينا بود كه گفته مىشد در چهرهاش شومى و شر است.
گفت: آيا محمد را ديدهاى؟ گفت: كدام محمد؟ گفت: رسول خدا. گفت: چرا او را همان گونه كه خداى تعالى گرامى داشته، گرامى نداشتى و از ابتدا نگفتى: رسول خدا؟!.[١]
تمام همت معاويه است و حكومت بود
اعمش از عمرو بن مرّه از سعيد بن سويد نقل كرده كه گفت: در نخيله به امامت معاويه نماز جمعه خوانديم و او در خطبه گفت: به خدا سوگند، من به اين جهت با شما نجنگيدم كه نماز بخوانيد يا روزه بگيريد يا حج به جا آوريد و زكات بپردازيد، شما خود اين كارها را انجام مىدهيد؛ من تنها به اين دليل با شما جنگيدم تا بر شما حكومت كنم و خدا اين موهبت را به من عطا فرمود گرچه شما را خوش نيامد.[٢]
[١] - تاريخ ابن عساكر ٣/ ١٠٣، اسد الغابه ١/ ١١٥.
[٢] - شرح نهج البلاغه ١٦/ ٤٦، طبقات ابن سعد ٨/ ٤٨٨ و مقاتل الطالبين/ ٤٥.