روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٩٧ - اسوههاى بردبارى
رفتار تندى پيشه كند يا حتى ناسزا و سخن نابجايى بگويد[١] اشاره شده و نيز از حلم موسى و هارون در برابر فرعون در جاىجاى قرآن بارها ياد شده است و بردبارى جانسوز يعقوب در برابر برادران نابكار يوسف و دشمنان خونى و درونى او نيز در سوره يوسف بهخوبى ترسيم شده است. پس از اينهمه، بردبارى شگفت فرزند ايشان، محمّد مصطفى (ص) را مىتوان نمونه آورد. او كه براى دعوت به حق به پاخاسته بود، نه در مكه و طائف از سنگپراكنىها و نامهربانىها به جوشوخروش آمد و نه در دوران مدينه از شكستن دندانش در نبرد احد و ديگر جنگها بىتاب شد و نه در تقسيم غنايم حنين از فشار و ازدحام و درشتگويى و توقعات بىجا و درخواستهاى نادرست اعراب جاهلى به هيجان آمد. او هيچ گاه از ارتباط سالم و پيوند دوستانه با مخاطبان حقيقىاش دست نكشيد و هيچ كس خشم او را به سبب مسائل شخصى نديد.
اگر پيامبران الهى در برابر انسانهايى تا اين اندازه نابكار، چنين بردبارىهايى از خود نشان دادهاند، ما بىگمان بايد در برابر انسانهايى همكيش و همراه كه گاه نامهربانى مىكنند، بسيار بردبارتر باشيم و آستانه تحمّل ما چنان باشد كه در برابر بدترين رفتار آنها نيز تاب پايدارى داشته باشيم؛ صفتى كه در جامعه كنونى ما كمكم رو به كاهش دارد و همين پايين بودن سطح آستانه تحمل، ارتباطات اجتماعى ما را در گسترهاى پهناور، با اختلال و آسيبهاى جدّى روبهرو كرده است. ازاينرو پيروان راستين اديان ابراهيمى، دين او را سرلوحه زندگى خود
[١]. هود: ٢٥- ٤٨. نيز، ر. ك: نوح.