روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٦٩ - پيامد ايثار در رابط اجتماعى
بروز نمىدهد، يعنى من آن اندازه به رفتارها و كردارها و گفتارهاى انسانهاى ديگر توجه داشتهام كه فقر و نياز آنها را از پس پرده ضخيم خويشتندارى و تعفف ديدهام و اين بهتنهايى گونهاى نفوذ به عمق روح انسان را ثابت مىكند و شايد بالاتر، گونهاى اتحاد روحى را؛ و حالت دوم آن است كه من از خود رهيده و فارغ شدهام و گويى نياز خود را هيچ انگاشتهام و با همه فشارهاى درونى و وسوسههاى بيرونى، بر علاقه و احتياجم پا نهادهام و آزمندى را از خود راندهام و دست خود را به دستگيرى نيازمندان ديگر گشودهام. اين ازخودرهيدگى و وارستگى، زيبايى روح انسان را به تصوير مىكشد، همان كه آيه نهم سوره حشر، آن را «فلاح» ناميده است؛ يعنى پيروزى روح انسان بر جسم او و پاسخگويى به نيازهاى روح و ترجيح آنها با كنار نهادن خواستههاى جسم؛ يعنى فرو نهادن بارهاى اضافى و گسستن زنجيرهاى وابستگى براى پرواز تا اوج رستگارى و كاميابى. چنين كسى با آنكه دارايى مادى زيادى نپرداخته است، چون از درون، زنجير بخل و حرص را گسسته، نزد خداوند محبوب و نامبردار مىشود و هر كس كه محبوب خداى متعال گردد، خداوند پاداش او را نه به اندازه بخشش و حمايت مالىاش و نه چند برابر، كه بدون حساب و غيرقابل شمارش مىدهد. چنين فردى، به چنان زيبايى درونى و روحى مىرسد كه همگان را جذب مىكند و چنان جوانمرد و كامل مىگردد كه اطرافيان را به سوى خود مىكشد. ايثاركننده، بر قلّه مكارم اخلاقى مىنشيند و اين صفت او بهتنهايى و حتى بدون زيبايىهاى ديگر، براى جلب دوستىها و برقرارى پيوندها، كفايت مىكند. ايثار زيورى است كه فقيران را نيز مىآرايد و آنان را نيز مانند ثروتمندان نيكوكار و اغنياى سخاوتمند، برمىكشد و بر تارك شكوهمند آقايى و