روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٥٤ - يارى دادخواهان
ظالمانهاى پديد مىآيد و يك سوى رابطه به ديگرى ستم مىكند. در كنار اين رابطه، روابط چندسويه ديگرى پديد مىآيد كه نقشآفرينى در آن به عهده ماست. ما مىتوانيم از ظالم جانبدارى كنيم و به دليل خويشاوندى، دوستى، حزبگرايى، تعصب نژادى و زبانى و دهها دستاويز و بهانه واهى ديگر، به ظالم كمك كنيم؛ و مىتوانيم به مثابه تماشاگر، فقط شاهد آنچه مىگذرد باشيم و به پندار خود، نقش خنثى بازى كنيم و هيچيك از دو كفه را سنگين نكنيم. گزينه سوم، جانبدارى از مظلوم است. آيات و روايات، بهشدت از كمك به ظالم نهى كرده است. بنا به حكايت و گزارش قرآن، حضرت موسى (ع) در دعواى ميان دو تن از هموطنانش، ساكت ننشست و به نفع مظلوم و عليه ظالم، به صحنه كارزار درآمد و با آنكه حكومت آن روزگار از آن فرد ظالم پشتيبانى مىكرد، حضرت موسى (ع) نهراسيد و بهشدت در برابر او ايستاد و به او ضربه زد. ضربه موسى چنان كارى و محكم بود كه به مرگ ظالم منجر شد؛ اما او توانست بگريزد و چون خداوند از دست فرعونيان نجاتش داد و موسى (ع) متوجه شد كه لازم بوده بيشتر احتياط كند تا خود را به دردسر و گرفتارى دچار نكند، از خداوند طلب آمرزش كرد و چون خداوند او را آمرزيد، با خداوند عهدى بست كه شاهد مثال ماست. موسى (ع) به خداوند عرض كرد: (رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ)[١] «اى خداوند، به خاطر نعمتبخشىات به من، هيچگاه پشتيبان مجرمان نخواهم بود».
آيه، سخن موسى را بهصراحت نقل مىكند و بدون هيچ اشارهاى از آن مىگذرد كه به معناى تأييد اين سخن است. از سوى ديگر مىدانيم كه ظلم و ستم، يكى از بزرگترين جرمهاست و قرآن كريم در چند آيه،
[١]. قصص: ١٧.