روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٨٧ - پرسش
خويشاوندان با تنها گذاشتنمان در موقعيتى حساس، به ما ضربه روحى بزنند؛ و همسرمان گاه به جاى همدلى و همنوايى، ساز مخالف بزند و محيط خانوادگى را بر كام ما تلخ كند. در اينجا آيا مىتوان دوباره به احسان فرمان داد و در برابر بدى به خوبى انديشيد؟ شايد پاسخ به اين پرسش در نظر نخست، همان باشد كه گاه از دهان ديگران مىشنويم. آنان كه با استدلالى بهظاهر منطقى فرياد مىزنند: «سزاى بدى بدكار را تند و باشتاب در كف دست بدكار بگذار؛ شايد ادب شود و تو آسوده گردى». اينان بر سخن خود پافشارى مىكنند و استدلالى ديگر مىافزايند كه اگر بدى را با بدى سزا ندهى، بدكار را گستاخ و ميدان را براى بدى بيشتر، بازتر كردهاى. اما پاسخ قرآن، چيز ديگرى است. خداوند مىفرمايد: (وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ)[١] «و هرگز امر نيك [از اعتقاد و كردار و گفتار] با امر بد يكسان نيست [پس بدىهايى را كه به تو مىرسد] با بهترين روش دفع كن، به طورى كه ناگاه آن كه ميان تو و او دشمنى است [چنان شود كه] گويى دوستى گرم و خويشاوند است». يعنى بدى و زشتى را با بدى و كار زشت ديگرى پاسخ نده؛ كه اين جهالتى زيانآور است. اگر آنان نابخردى كردند، تو بردبارانه پاسخ بده؛ و اگر آنان بدى كردند، تو بزرگوارانه ببخش و درگذر. خداوند در ادامه كلام، دليل مىآورد و نتيجه اين كار بزرگوارانه و هوشمندانه را نه آنچه دسته نخست مىگفتند، بلكه فروريختن ديوار دشمنى و سر برآوردن كاخ دوستى مىداند. مقابله نيكوكارانه و زيبا با بدى، دوست ما را كه تنها
[١]. فصلت: ٣٤.