روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٧٦ - درآمد
ما روبهرو مىشوند و پرتوقع و پرخاشگر سخن مىگويند. اگر ما مدارا نكنيم، ناراضى و ناراحت از كنار ما مىروند و گاه ديگر باز نمىگردند.
افزون بر اين، خود ما نيز گاه به مصيبت دچار مىشويم و محنتهاى زندگى، روزها و هفتهها، ما را در چنبره مىگيرد و رويه تلخ زندگى و روى ترش دنيا به سوى ما رخ مىنمايد. در اين دو حالت اگر ما با هم همراهى نكنيم و درد همديگر را نفهميم و به نرمى و نيكى سخن نگوييم، حتى اگر پيغمبر خدا باشيم، اطرافيانمان از گردمان پراكنده خواهند شد. اگر درشتخو و درشتگو و بدخو و سنگدل باشيم، نه تنها كسى را گرد خود جمع نمىكنيم، بلكه همه را از خود فرارى مىدهيم.
آيه شريفه فوق، با اشاره به نرمى و مداراى پيامبر اكرم (ص)، آن را برخاسته از رحمت بىكران الهى دانسته است؛ رحمتى كه اگر به كسى روى بياورد، اخلاقش را نيكو و دلش را نرم مىكند و همه را، از عرب جاهلى خشن تا عالم يهودى و مسيحى و ايرانى و رومى، به سان پروانههاى گرداگرد شمع، گرد او جمع مىكند.
همراهى و سازگارى، در زندگى ما نيز اثر دارد. ما در رابطه اجتماعى در پى چه هستيم؟ آيا جز اين است كه مىخواهيم به نيازهاى خود و ديگران رسيدگى كنيم؟ آيا جز اين است كه مىخواهيم به احتياجات مادى و نيازهاى عاطفى پاسخگو باشيم؟ امام صادق (ع) راه را نشان مىدهد و مىفرمايد:
«من كان رفيقا فى امره، نال ما يريد من الناس؛
هر كس در كارهايش، ملايمت و نرمى داشته باشد، به آنچه از مردم مىخواهد، مىرسد».[١]
[١]. ميزان الحكمة: ح ٧٥٩٨؛ نيز، ر. ك: الكافى: ج ٢، ص ١١٩، ح ٧.