روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٦٦ - قله والايى
روابط اجتماعى، تقويت و استوارسازى آن يا ترميم و بهبود آن استفاده كند. انسان مسلمان مىتواند كسانى را به مهمانى فرا بخواند تا با آنها طرح دوستى و همكارى بريزد، شركتى برپا كند تا با دوستانش، همكار و همراه شود و هديهاى دستوپا نمايد و براى دوست ديرينِ در حال فراموشىاش روانه كند تا محبتِ كمرنگشده، جانى دوباره بيابد. اسلام همه اينها را نيكو شمرده و گاه به برخى تشويق و ترغيب كرده است؛ اما از اين ميان يكى را بر قلّه مكارم و بزرگوارىهاى انسانى نشانده و تاج پرافتخار اخلاق را نصيب آن ساخته، و آن ايثار است.
ايثار به اين معناست كه ما از ميان بهره گرفتن شخصى از دارايىمان و بهرهگيرى ديگرى از آن، ديگرى را انتخاب كرده، او را بر خود ترجيح دهيم. اين مفهوم ايثار مالى است و مىتواند به ايثار جانى و ايثارهاى ديگر نيز تعميم يابد؛ مانند ايثار جانى امام على (ع) در شب هجرت پيامبر (ص) يا در نبردهاى دشوار صدر اسلام از بدر و احد تا خيبر و حنين، و ايثار فرازآمده در سوره دهر، و ايثار شگفت ياران امام حسين (ع) در حساسترين، تنگترين و پرپيچترين گردنه تاريخ اسلام.
ايثار، احسانى عميق و پرگستره، و از مواسات و همدردى نيز بزرگتر است. ما در احسان، بخشى از مالى را كه گاه چندان به آن نيازى نداريم مىبخشيم؛ اما در مواسات، ديگرى را شريك مال خود مىكنيم و در ايثار، از آنچه برايمان باقى مانده است به ديگرى مىبخشيم. اين حديث، مفهوم ايثار را روشن مىكند:
«أصلُ الإِيثارِ تَقديمُ الشَّىءِ بِحَقِّهِ؛
ايثار، در اصل، مقدّم داشتن چيزى است بهجا».[١]
[١]. دانشنامه قرآن و حديث، ج ١، ص ١٠٦.