روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٦١ - برآوردن نياز مؤمن
نيازهاى مؤمن، به صورت گسترده و عمومى باشد، مصداق تعاون اجتماعى بر برّ و نيكى و تقواست؛ زيرا فرض آن است كه در جامعه دينى، نيازهاى مؤمنان نيز بيرون از دايره شرع و دين نيست و عبارت «يقضى بعضهم حوائج بعض» در حديث، اين عموميت را به ما مىفهماند؛ زيرا واژه «بعض» در هر دو كاربردش، به افراد معين و محدود اشاره نمىكند. حديث نمىفرمايد كه فرودستان، نياز فرادستان را برطرف كنند، يا ثروتمندان نياز مالى فقيران را برطرف كنند، يا كسى كه بزرگتر است، حاجت كوچكتر را برآورده كند؛ بلكه هر كس كه مىتواند نياز فرد ديگرى را برطرف كند، به اين عرصه هميارى اجتماعى درآيد و مهارت و قابليت خود را به كار گيرد. از اين ديدگاه، روايت همسوست با آيه ٣٢ سوره زخرف: (أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ) «آيا آنهايند كه رحمت پروردگار تو را تقسيم مىكنند؟! ماييم كه وسايل حيات آنها را در زندگى دنيا در ميانشان قسمت كردهايم و برخى از آنها را بر برخى، به رتبههايى [از كمالات و مهارتها] برترى دادهايم تا برخى، برخى ديگر را به خدمت گيرند [و اجتماع بشرى سامان يابد]، و رحمت پروردگار تو از آنچه آنها گرد مىآورند، بهتر است».
استاد مطهرى؛ در تبيين آن به همين نكته اشاره كردهاند كه چون واژه «بعض» معين نيست، برخى، برخى ديگر را به استخدام درآورند و ممكن است در جايى ديگر اين استخدام گيرندگان، خود به استخدام ديگران يا حتى همان مستخدمان خود درآيند. دندانههاى اجتماع، بالا و پايين و چپ و راست دارند و درگير يكديگر شدن و پيوند هريك با