روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٧٨ - سران و بزرگان گمراهكننده
بصفوكم كدرهم، وخلطتم بصحتكم مرضهم، وأدخلتم في حقكم باطلهم، وهم أساس الفسوق[١]؛
هان! بپرهيزيد، بپرهيزيد از فرمانبرى مهتران و بزرگانتان كه به حسب و نسب خود مىنازند و بدين سبب خود را برتر از ديگران مىپندارند ... از اين بىبتّههاى مدّعى بزرگى، كه آب تيره آنان را با آب زلال خود نوشيديد و بيمارىشان را به سلامتى خود درآميختيد و باطلشان را به حق خود راه داديد و بنياد گناهاناند، اطاعت نكنيد.
گفتنى است اين آيه و روايات ناظر به آن، مبناى نظريه سياسى شيعه درباره حكومت و رياست است. شيعه مىگويد رياست، به كسى مشروعيت نمىبخشد و بزرگى فرد، وجوب اطاعت نمىآورد و مردم نمىتوانند به دليل آنكه كسى بزرگتر و داراى رياست است، از او فرمان ببرند و فرمان الهى را زير پا نهند. در كتاب عيون اخبار الرضا (ع) كه به ذكر روايات امام رضا (ع) پرداخته است مىخوانيم كه پيامبر خدا (ص) فرمود:
«من أرضى سلطانا بما يسخط الله خرج عن دين الله عز وجل؛[٢]
كسى كه براى خشنود كردن حكمرانى، كارى كند كه خداوند به خشم آيد، از دين خداوند عزّ وجلّ خارج شده است». از زبان امام على (ع) نيز چنين مىخوانيم:
«لا دين لمن دان بطاعة المخلوق ومعصية الخالق؛[٣]
كسى كه به فرمانبرى از مخلوق و نافرمانى از خالق گردن نهد، دين ندارد».
[١]. ميزان الحكمة، ح ١١٣٠٩. نيز، ر. ك: نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.
[٢]. عيون اخبار الرضا( ع)، ج ٢، ص ٧٤، ح ٣١٨.
[٣]. همان، ص ٤٧، ح ١٤٩.