روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٧١ - نكته
العاقل تغنم، اعص الجاهل تسلم[١]؛
از خردمند اطاعت كن تا سود برى، به حرف نابخرد گوش مده تا سالم مانى» بسيار آسان مىشود. اطاعت از عاقل، اطاعت از عقل و حكمت اوست كه غنيمتى بزرگ به شمار مىآيد.
مىتوان آيه ٤٢ سوره مريم را نيز تأييدى ديگر بر اين سخن به شمار آورد، آنجا كه حضرت ابراهيم (ع) مىفرمايد: (يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا)[٢] «اى پدر من، بىترديد براى من دانشى [از جانب حق] آمده كه تو را نيامده؛ پس از من پيروى كن تا تو را به راهى راست هدايت كنم»؛ زيرا در تحليل دقيقى كه در كتاب علم و حكمت آمده است، علم عطاشده از جانب خداوند و بهاصطلاح علم ناب و حقيقى، چيزى جز حكمت نيست. امام على (ع) نيز سخنى درباره اطاعت از علم دارد كه همسو با اين آيات است. افزون بر اين، بقيه سخنان آن امير بيان (ع) دراينباره نيز روشن، همسو با قرآن، و نور حقيقت از آنها تابان است و دليل هريك همراهش است و به قول مولوى، آفتاب آمد دليل آفتاب. براى نمونه، امام على (ع) به اطاعت از كسى كه ما را به تقوا فرمان مىدهد و از هوا و هوس باز مىدارد، فرا خوانده كه با توصيهها و امرهاى قرآنى به تقواى الهى همسوست. همچنين دستور قرآن به مبارزه با هوا و هوس و ستايشهاى متعدد از باتقوايان و نكوهشهاى هواپرستان، آن را تأييد و تقويت مىكند. گاه نيز دليل سخن امام على (ع) در خود آن نهفته است؛ مانند آنجا كه مىفرمايد:
«من أمرك بإصلاح نفسك فهو أحق من تطيعه؛[٣]
كسى كه تو را
[١]. ميزان الحكمة، ح ١١٣٠١.
[٢]. مريم: ٤٣.
[٣]. ميزان الحكمة، ح ١١٣٠٨.