روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٦ - مفهوم و زمين روابط اجتماعى
گرايشهايى مانند محبت ورزيدن و از تنهايى بهدرآمدن، انسانها را به هم نزديك مىكند و هدفهايى چون تشكيل قدرتى فراگير، ايجاد مكتب يا گسترش مذهب، انسانها را به هم ارتباط مىدهد و اشتياق به همفكرى و همكارى را ميان آنها جان مىبخشد. اين رابطهها شكلهاى متعدد و متفاوتى دارد. ميان دوستان، رابطه صفا و صميمت و محبت؛ ميان همكاران، روابط كارى و مديريتى؛ و ميان سياستمداران با مردم، رابطههايى مانند اطاعت و تسليم و رياست و رهبرى شكل مىگيرد.
روابط اجتماعى به معناى پوششدهنده همه كردارهاى اجتماعى، همانگونه كه از شخصيت و اراده فردى يكيك اعضاى جامعه تأثير مىپذيرد، از جهانبينى و نگرش و بينش كلى حاكم بر آن جامعه نيز متأثر است. به سخن ديگر، كردارهاى متقابل اجتماعى براساس عمل ارادى و انتخابگرايانه انسان پديد مىآيد و تركيب آنها به روابط اجتماعى مىانجامد. عمل ارادى انسان نيز از باورها، شناختها و گرايشهاى او سرچشمه مىگيرد، كه در جامعه دينى، از آموزههاى اصلى آن دين برخاسته است. پس به گونهاى ساده مىتوان تأثير مستقيم باورهاى دينى را در روابط اجتماعى مشاهده كرد. اين اما، در صورتى است كه افراد متدين به آن دين، به آموزههاى اثرگذار آن در روابط اجتماعى عمل كنند و به آگاهى از آن اكتفا نكنند. به سخن ديگر، وجود باورهاى دينى در جامعه و آشنايى دينداران با آموزههاى وحيانى، بدون عمل و كاربرد آنها، روابط اجتماعى دينى را به وجود نمىآورد. شبكه گسترده و پيچيده روابط اجتماعى به مثابه ركن اساسى جامعه نيازمند درست، منطقى، عقلى و دينى بودن يكيك كنشها و واكنشهاى ميانفردى اعضاى آن جامعه است؛ كنشهايى منطبق با دستورها و رهنمودهاى