روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١١٦ - روش خيرخواهى
موعظه، بلكه تحقير خود مىشمرد. او با خود مىگويد من روزها در اين مسئله انديشيده و راههاى متعدد رويارويى با آن و حلّش را سنجيده و هنوز به راهى قاطع و نهايى نرسيدهام و شما اكنون با مشاوره و خبرگيرى ساده، همه آنها را در جملهاى معمولى خلاصه كرده و به خود بنده بازگردانده و ارائه دادهايد؟! اين براى شنونده چنين معنا مىدهد كه ما مسئله را جدى نگرفته و با اتكا به دانستهها و تجربههاى خود، راه حلى مناسب خويش را پيش پاى او نهادهايم. اگر چه ممكن است در واقع همينگونه و كارى بسيار راحت، با راهحلى ساده باشد، اما اين از ديد ما و نسبت به اندوختهها و آموختههاى ماست و نه نسبت به آن فرد. ما حتى اگر آن مسئله را كوچك مىبينيم، نبايد آن را كوچك نشان دهيم. اين را نيز بايد به حساب آورد كه فرد مورد نصيحت و اندرز، شخصيتى قابل احترام دارد و در هر حال تلاش فكرى و فيزيكى خود را براى حل مسئله به كار بسته است و اينگونه نيست كه ما از گرد راه نرسيده، به ميدان درآييم و با ارائه چند جمله كليشهاى زيبا و تهييج احساسات و تحريك روحى و روانى، او را به حركت واداشته و بهاصطلاح مسئله را به صورت آنى و فورى حل كنيم.
خيرخواهى و نصيحت، اخلاقى كريمانه و خويى بزرگوارانه است و ازاينرو با تحقير و تضعيف روحيه ديگران همخوانى و هماهنگى ندارد. ما در هيچيك از آيات قرآن نمىبينيم كه پيامبرى در نصيحت به امتش، آنها را كوچك و خُرد كرده باشد. حضرت نوح و صالح و شعيب، نمونههاى برشمرده در قرآن كريم، همگى خود را فرستاده الهى مىخوانند كه تنها وظيفه اصلىشان رساندن پيامهاى خداوند و نصيحت و خيرخواهى صادقانه و در كمال امانت براى امت خويش است.[١]
[١]. ر. ك: اعراف: ٦٢ و ٧٩ و ٩٣.