روابط اجتماعى از نگاه قرآن - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٠٥ - پاداش گذشت
به گفته علامه طباطبايى[١] اين بدان معناست كه شخص درگذرنده از خطاى ديگران، اقتدا به خداوند عفوكننده قادر كرده است. يعنى انسانى كه كار نازيباى ديگران را پردهپوشى مىكند و از ستمى كه بر وى رفته، سخن به ميان نمىآورد و آبروى بدكار را ميان مردم نگاه مىدارد و از بين نمىبرد و صدا به تظلّم و حقخواهى و افشاگرى برنمىآورد و بدى را با بدى پاسخ نمىگويد، صفتى خدايى يافته و همانند خداوند، با وجود توانايى و قدرت مقابلهبهمثل و انتقامگيرى، گذشت مىكند، و با آنكه مىتواند و حق دارد كه در پى استيفاى حقوق خود باشد، بزرگوارانه و خداگونه چشمپوشى مىكند. چنين كسى بهظاهر ممكن است چيزى از دست داده باشد و مال بردهشده و حق ربودهشده خود را باز پس نگرفته باشد، اما اجرى را به انتظار نشسته كه تنها خداوند از عهده اعطاى آن برمىآيد. حديث ذيل از پيامبر خدا (ص) در جهت سفارش قرآنى، بشارتى اينگونه را بيان فرموده است:
إذا عَنَّت لَكُم غَضبَةٌ فَادرَؤوها بِالعَفوِ؛ إنَّهُ يُنادي مُنادٍ يَومَ القِيامَةِ: مَن كانَ لَهُ عَلَى اللّهِ أجرٌ فَلْيَقُمْ، فَلا يَقومُ إلّا العافُونَ، ألَم تَسمَعوا قَولَهُ تَعالى:
(فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ)[٢]؛[٣]
هر گاه خشمى براى شما پيش آمد، با عفو و گذشت آن را از خود دور كنيد؛ زيرا در روز رستاخيز آوازدهندهاى جار مىزند: هر كه به گردن خدا مزدى دارد، برخيزد. و كسى جز
[١]. الميزان، ج ٥، ص ١٢٤.
[٢]. شورا: ٤٠.
[٣]. ميزان الحكمة، ح ١٣٢٩٤.