مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - توحید نظری و توحید عملی
کوچک پی میبرد و نمونه واضحی از اعجاز این کتاب کریم را در این سوره کوچک در مییابد. راستی انسان نمیتواند از شگفت خودداری نماید که چگونه بر زبان مردی امّی و درسنخوانده و در محیط امّیت و بیسوادی و بیخبری از علم و فرهنگ، اینچنین سخنانی جاری میشود که از نظر عمق و ژرفا بزرگترین حکمای الهی را به فکر فرو میبرد و از نظر عذوبت و سلاست در حدی است که انسان هرگز از تکرار آن سیر نمیشود!
توضیح مطلب اینکه: جملهها و کلماتی که از اول سوره تا مالِک یوْمِ الدِّین گذشت یک سلسله مسائل شناختی درباره خداوند مطرح ساخت: او «اللَّه» است، او «رحمن» است، او «رحیم» است، او «ربّ العالمین» است، او «مالک یوم الدین» است؛ بعلاوه او ذاتی است که «محمود» علیالاطلاق است، همه حمدها و سپاسها به او تعلق دارد.
راستی تمام الهیات در این چند کلمه گنجانیده شده است؛ عمدهترین مسائل الهی در این چند کلمه طرح شده است.
علما و حکمای اسلام بحق استنباط کردند که طرح این مسائل از طرف قرآن، دعوت به غور در عمق و ژرفای این حقایق است؛ قرآن نمیخواهد که ما صرفاً با لقلقه زبان این کلمات را بر زبان آوریم بلکه میخواهد حقایق اینها را درک نماییم.
آن که در نماز خود خدا را با این اوصاف یاد میکند در حقیقت در مقام ادعای شناخت خداوند به این اسماء و صفات است:
شناخت اینکه او اللَّه است یعنی ذات کامل و شایسته پرستش که همه موجودات عالم بالفطره متوجه اویند. به عبارت دیگر شناخت و اقرار و اعتراف به موجودی که کامل مطلق است؛ نقص، کاستی و نیستی و نیاز را در او راهی نیست و به همین دلیل همه چیز از او و متوجه او و به سوی اوست.
شناخت آنکه او رحمن است، که جدّاً بایستی- چنانکه بحث کردیم- انسان اندیشهاش را بسیار دقیق و لطیف کند تا بتواند خدا را به این صفت بشناسد؛ یعنی درک کند که سراسر وجود، مظهر رحمانیت ذات حق است؛ آنچه از او صدور مییابد جز خیر و رحمت نیست؛ هیچ موجودی از آن جهت که موجود است، از آن جهت که منتسب به ذات حق است، یعنی از آن جهت که عینی و واقعی است جز خیر و رحمت نیست؛ شرّیت و نقمت، در جنبههای عدمی و نسبی و اضافی اشیاء است نه