مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٧ - سعد و نحس ایام در روایات
او آمد و گفت: من منجم هستم [١]، اوضاع کواکب دلالت میکند که اگر شما در این ساعت حرکت کنید و بروید به جنگ شکست میخورید و همهتان کشته میشوید.
امیرالمؤمنین به شدت به او حمله کرد؛ فرمود: هر کسی که حرفهای تو را باور کند باید خدا و قرآن را تکذیب کند. ما وظیفه داریم در کارها به خدا توکل و اعتماد کنیم؛ و بعد فرمود: «سیروا عَلَی اسْمِ اللَّهِ» [٢] به نام «خدا» حرکت کنید و هیچ به حرفهای اینها ترتیب اثر ندهید. رفتند و پیروز هم شدند و میدانیم که در هیچ جنگی لشکریان امیرالمؤمنین به این سرعت و به این تمامی پیروز نشدند که غیر از هشت نُه نفر از خوارج بقیه همه تارومار شدند.
عبدالملک بن اعین برادر زرارة بن اعین است [٣]. روزی آمد خدمت امام صادق علیه السلام و عرض کرد: یا بنَ رسولِ اللَّه! من گرفتار این نجوم شدهام و این نجوم در من وسواسی ایجاد کرده. ضمناً این آدم منجّم هم بود، به همین نجوم احکامی عمل میکرد، به این حسابهایی که اوضاع ستارگان مثلًا دلالت میکند بر اینکه اگر امروز از طرف جنوب بروی چنین [میشود،] از شمال بروی چنین، مسافرت چنین است و ازدواج چنین. کمکم عادت کرده بود و خیلی مصیبت بود که تمام کارهایش را بر اساس راهنماییهای نجومی انجام بدهد و این سبب شده بود که اصلًا زندگیاش فلج شود چون یک روز مثلًا چندمِ ماه بود نحس بود، یک روز قمر در عقرب بود، روز
[١]. منجم به همان معنا که شامل نجوم احکامی هم میشود، نه فقط نجوم ریاضی. نجومریاضی که اوّل ماه کی است و کی خسوف میشود کی کسوف و حسابهای ریاضی است هیچ اشکالی ندارد و هیچ کسی هم ایراد نگرفته. مقصود نجومی است که مربوط به تأثیر اوضاع آسمانی در بشر است که ازدواج در این روز چنین است، مسافرت کردن در این روز چنین است و ...[٢]. نهجالبلاغه فیض الاسلام، خطبه ٧٨.[٣]. زراره از اکابر اصحاب امام صادق علیه السلام است که ضربالمثل بزرگان اصحاب است وچقدر از روایات ما را همین زراره نقل کرده است. حمران بن اعین، بُکیر بن اعین، زرارة بن اعین، عبدالملک بن اعین، اینها چند برادرند و همهشان شیعه و از اصحاب امام و عالم و راوی حدیث و فاضل و ملّا هستند و در رأس همه آنها البته خود زراره قرار گرفته ولی در کتب ما روایات زیادی هست که حمران بن اعین چنین روایت کرد، بکیر بن اعین چنین روایت کرد، زراره چنین و عبدالملک چنین. زراره باز فرزندی دارد که از راویان است. همین بکیر بن اعین فرزندی دارد به نام عبداللَّه بن بکیر که خیلی از او روایت میکنند.