مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣١ - ارتباط بین اعمال انسانها با حوادث عالم
ذکر کردهایم و آن این است که در ابتدا مشکل به نظر میرسد که انسان بتواند تصور کند که میان اعمال و خوبی و بدی انسانها با حوادث و جریانات کلی عالم ارتباطی باشد؛ یعنی اینها چیزهایی است که حتی از حد علوم عادی بشر خارج است؛ بعد از ارشاد و هدایت انبیا، علم و فلسفه بشر میتواند به اینها نزدیک شود. ممکن است انسان این طور خیال کند که این اوضاع و احوال عالم که دارد میگردد، نسبت به بشرها- به تعبیر امروز- بیتفاوت است که بشرها خوب باشند یا بد. حال اگر هم در آخرت عکسالعملی هست، در دنیا عالم هیچ گونه عکسالعملی نسبت به خوبیها و بدیهای بشر [١] ندارد. افراد جامعه بشر خوب باشند یا بد، اوضاع و احوال عالم عکسالعملی در مقابل آن نشان نمیدهد. شاید افکار اغلب مردم ساده یا افرادی که کمی مادی فکر میکنند همین طور باشد که دنیا جریانی خودش برای خودش دارد، حال همه مردم روی زمین صالح و متقی و درستکار و موحد و خداپرست و عادل باشند اوضاع عالم کار خودش را میکند، همه مردم کافر و مشرک باشند، به یکدیگر ظلم و تعدی کنند و فسق و فجور در میانشان باشد باز عالم کار خودش را همان طوری که باید، انجام میدهد؛ نسبت به بشر بیتفاوت است؛ و اگر بشر مجازاتی باید ببیند یا پاداشی باید بگیرد، در آخرت خواهد بود.
ولی قرآن مطلبی را بیان میکند که اگرچه ابتدا قبولش برای اذهان عادی سنگین است اما حقیقتی است. ما زمانی این بحث را مطرح کردهایم- و در یادداشتهایم هست- که ایمان اقتضا میکند که فکر انسان در سطحی بالاتر از سطح فکر مردم بیایمان باشد یعنی اگر انسان به گفتههای پیغمبران و به آنچه آنها بیان کردهاند ایمان داشته باشد ناچار به قوانینی ایمان میآورد که خیلی دقیقتر است از آنچه بشر از راه علم و فلسفه خودش کشف میکند. معنای «ایمان به گفتههای پیغمبران» این است که انسان به همه گفتهها و به همه لوازم و ملزومات حرفهایشان ایمان داشته باشد. یکی از مطالب همین است که: «وَ لَوْ انَّ اهْلَ الْقُری امَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْارْضِ» [٢] اگر مردم قریهها و جمعها اهل ایمان و تقوا باشند و بشوند، ما میگشاییم برکتهایی را از بالا و پایین، معنوی و مادی؛ و عکس
[١]. یعنی جامعه بشریت؛ اینها تابع حکم یک فرد نیست، حکم عموم است.[٢]. اعراف/ ٩٦.