مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - ٤ مبارزه با لغزشهای عقل
نتیجهگیری میکند اما بعد احیاناً درمییابد که استدلال از پایه نادرست بوده است.
اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا باید به واسطه عملکرد نادرست ذهن در پارهای موارد، قوه اندیشه را تعطیل کرد یا آنکه نه، با وسائل و اسباب دیگری میباید خطاهای ذهن را پیدا کرد و از آنها جلوگیری نمود؟ در پاسخ این پرسش، سوفسطائیان میگفتند اعتماد بر عقل جایز نیست و اساساً استدلال کردن کار لغوی است. فلاسفه در این زمینه جوابهای دندانشکنی به اهل سفسطه دادهاند که از جمله آنها یکی این است که سایر حواس هم مانند عقل اشتباه میکنند ولی هیچ کس حکم به تعطیل و استفاده نکردن از آنها نمیدهد.
از آنجا که کنار گذاردن عقل ممکن نبود، ناچار متفکرین مصمم شدند تا راه خطا را سد کنند. در بررسی این موضوع متوجه این نکته شدند که هر استدلال از دو قسمت تشکیل شده است: ماده و صورت، درست نظیر یک ساختمان که مصالحی نظیر گچ و سیمان و آهن در ساختن آن به کار رفته (ماده) و شکل خاصی نیز به خود گرفته است (صورت). برای آنکه ساختمان از هر جهت خوب و کامل ساخته بشود، لازم است هم مصالح مناسبی برای آن در نظر گرفته شود و هم آنکه نقشهاش صحیح و بینقص باشد. در استدلال هم برای تضمین صحت آن لازم است هم مادهاش درست باشد و هم صورتش. برای بررسی و قضاوت درباره صورت استدلال، منطق ارسطویی یا منطق صوری به وجود آمد. وظیفه منطق صوری این بود که درست یا نادرست بودن صورت استدلال را مشخص کند و به ذهن کمک نماید تا دچار خطا در صورت استدلال نشود [١].
[١]. از جمله اشتباهاتی که حدود چند قرن است در جهان علم صورت گرفته و منشأ سوء فهمهای بسیاری شده است، این مطلب است که گروهی پنداشتند وظیفه منطق ارسطو تعیین صحت یا عدم صحت ماده استدلال نیز هست و چون این کار از منطق ارسطویی ساخته نبود حکم به بیفایده بودن آن دادند. متأسفانه این اشتباه در زمان ما نیز بسیار تکرار میشود و البته این امر نشان میدهد که گویندگان شناخت درستی از منطق ارسطویی ندارند و آن را نفهمیدهاند. اگر بخواهیم از همان مثال ساختمان استفاده کنیم باید بگوییم وظیفه منطق ارسطویی در تعیین صحت استدلال، درست شبیه کار شاقول در تعیین راست بودن دیوار است. به کمک شاقول نمیتوان فهمید که آجر و ملاط و سیمانِ به کار رفته در دیوار از جنس مرغوب است یا نامرغوب؛ تنها چیزی که شاقول نشان میدهد راست یا کج بودن دیوار است. منطق ارسطو که البته بعدها به وسیله سایر اندیشمندان تکامل یافته و بسیار غنی شده است تنها راجع به صورت استدلال قضاوت میکند و در مورد ماده استدلال نفیاً و اثباتاً ساکت است و چیزی نمیتواند بگوید.