مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٢ - تفسیر سوره زخرف (٣)
جهنّم شد تا رسید به اینجا: «لَقَدْ جِئْناکمْ بِالْحَقِّ وَ لکنَّ اکثَرَکمْ لِلْحَقِّ کارِهونَ» خطاب به مردم است، البته مردم زمان پیغمبر، نزولش در آنجا و درباره همه مردم [است:] ما عین حق و حقیقت را برای شما آوردهایم ولی بیشترین شما حقیقت را کراهت دارید، که راجع به این مطلب در جلسه پیش صحبت شد و عرض کردیم که آن چیزی که با روح دین و روح اسلام صددرصد مخالف و معاند است این است که انسان این حالت را پیدا کند که از حق کراهت داشته باشد. خداوند فطرت انسان را آنچنان آفریده است که حقجوست. انسان به حسب فطرت، حقجو و حقخواه است و چون حقجو و حقخواه است، هر چیزی را که بالذّات و بالفطره میخواهد آن چیز برایش شیرین هم هست. اصلًا شیرینی همین است. اگر بعضی از غذاها در ذائقه ما شیرین است علت شیرینیاش ملایمت است، یعنی علتش این است که دستگاه ذائقه و هاضمه ما برای این غذاها ساخته شده و این غذاها برای آن ساخته شده. این است که وقتی که ما میرسیم به چنین مأکول یا آشامیدنی، مطبوع بودن و شیرین بودن آن را احساس میکنیم در صورتیکه یک حیوان دیگر که هاضمهاش طور دیگری ساخته شده است این جور احساس نمیکند.
مثالی عرض میکنم تا روشن شود که شیرینی چطور امر نسبی است و چطور این مطلب درک میشود. بعضی حیوانات علفخوارند و بعضی گوشتخوار. هاضمه بعضی طوری ساخته شده که میتواند گوشت را ببلعد و هضم کند و برای او گوشت خوب است (درندگان). حیوانات علفخوار برعکسند و طور دیگر ساخته شدهاند.
شما میبینید برای حیوان گوشتخوار گوشت چقدر لذیذ است! جلوی یک سگ یا گربه یک ذرّه گوشت میاندازید میبینید با چه حرص و ولعی آن را میخورد. چشم گربه که به گوشت میافتد بزاق دهانش شروع میکند به ریزش کردن، ولی یک حیوان علفخوار مثل اسب چشمش که به گوشت بیفتد حساسیتی ندارد، تنفّر هم دارد. برعکس، باز برای اسب جو و علف آن حالت را دارد ولی برای سگ و گربه نه.
میگویند در میان حیوانات تنها انسان است که هم علفخوار آفریده شده است و هم گوشتخوار و از هردو نوعش لذت میبرد. این هم یکی از آن جنبههای دوگانگی و جامعیت انسان است. پس چرا این از آن لذت میبرد و از آن دیگری لذت نمیبرد؟
چون ساختمانش برای این ساخته شده و برای آن ساخته نشده است.