مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٦ - تفسیر سوره زخرف (١)
یعنی نمونهها و تاریخها و سرگذشتها از موسی و عیسی علیهما السلام و پس از اینکه هیچیک از این تذکرات به حال سرسختهای قریش، رؤسا و ملأ قریش سود نبخشید، این آیه تقریباً بیان یأسآمیزی است درباره آنها؛ میفرماید: «هَلْ ینْظُرونَ الَّا السّاعَةَ انْ تَأْتِیهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لایشْعُرونَ».
«ینْظُرون» به معنای ینْتَظِرون است. کلمه «نَظْرَة» تنها به معنی نگاه نیست، به معنی مهلت هم هست. در خود قرآن آمده است: «وَ انْ کانَ ذوعُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ الی مَیسَرَةٍ» [١]. این آیه در باب «مدیون و دائن» است که اگر مدیون در مشقت است و ادای دین برای او سخت است بر دائن است که او را تا وقتی که تمکنی پیدا کند و در یسر قرار گیرد مهلت بدهد و فعلًا که در عسر و مشقت است بر او فشار نیاورد تا دستش به اصطلاح باز بشود. پس آنجا کلمه «نَظْرَة» به معنی مهلت و انتظار است.
در اینجا هم همین معنی را دارد. «هَلْ ینْظُرونَ» یعنی آیا انتظار میبرند؟ آیا منتظر چیزی جز مرگ یا قیام قیامت خواهند بود؟ یعنی دیگر چیزی نمانده که به اینها گفته نشده باشد و دیگر امیدی به حال اینها نیست. اینها حالتشان این است که انتظار نمیکشند جز اینکه مرگ و یا قیامت کبری بیاید (این در واقع زبان حالشان است نه اینکه خودشان جز این انتظار نمیکشند).
اینکه عرض میکنیم «مرگ» یا «قیامت کبری» به این دلیل است که کلمه «السّاعَة» آمده است. این کلمه در قرآن معمولًا به معنای قیامت میآید. در مورد مرگ هم «قیامت» گفته میشود، از باب اینکه هر کسی که بمیرد قیامت او بپا شده است: «اذا ماتَ الْمَرْءُ قامَتْ قِیامَتُه» وقتی که انسان میمیرد قیامت او بپاشده و شروع شده است. البته یک قیامت کبری و قیامت عمومی داریم که حساب دیگری دارد.
میفرماید اینها دیگر هیچ انتظاری برایشان نیست مگر آنکه قیامت بغتةً و به طور ناگهانی آنها را بگیرد. حال یا مقصود این است که مرگ بغتةً آنها را [در کام خود] بگیرد و یا قیامت کبری بغتةً پیدا شود (چون در باره قیامت کبری هم در قرآن هست که بغتةً پیدا میشود در حالی که مردم انتظار چنین چیزی را ندارند و در فکر چنین چیزی نیستند.) اینها هیچ توجه و آگاهی ندارند و نمیدانند که این قیامت است که دارد میرسد و یا مرگ اینهاست که دارد میرسد. اگر مقصود مرگ باشد
[١]. بقره/ ٢٨٠.