مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٨ - فرق تسبیح و تحمید
«سُبْحان» معنایش این است که من او را تسبیح و تنزیه میکنم از این که به چشم دیده شود، با دست لمس شود، او را جسم بدانم و بگویم در جایی قرار گرفته است، او را محتاج و نیازمند بدانم به هر چیزی از جمله به عبادت خودم؛ خیر، او منزّه است از نیاز و احتیاج؛ تنزیه میکنم او را از این که به او نسبت ظلم و ستم بدهم، برای او شریکی قائل باشم، او را مرکب و دارای اجزاء بدانم، بگویم از چه درست شده و از کجا آمده است. پس تسبیح یعنی یک سلسله چیزهایی را که من میفهمم که خدا از اینها برتر و بالاتر است، با کلمه «سبحان» از او نفی میکنم.
ثنای الهی نظیر اقرار به توحید است که مجموع نفی و اثبات است. وقتی میگوییم «لا الهَ الَّا اللَّه» نفی میکنیم معبودیت غیر را و اثبات میکنیم ذات او را.
ثنای الهی هم همیشه نفی است و اثبات. نفیاش همین است: منزّه است از ...، ولی «حمد» توصیف پروردگار است به صفات اثباتی: او را ستایش میکنم که همه نعمتها از اوست، همه کمالات از اوست و به او برمیگردد، او به هر چیزی داناست: بِکلِّ شَیءٍ عَلیمٌ، بر هر چیزی تواناست: وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدیرٌ، او سمیع است، او بصیر است، او حی است، او قیوم است، او ملِک است، او مؤمن است، مهیمن است، عزیز است، جبّار است، متکبّر است [١].
پس ما با یک «سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ» یا یک «سُبْحانَ رَبِّی الْاعْلی وَ بِحَمْدِهِ» یک دنیا نقص را به نظر میآوریم و میگوییم خدای ما از اینها منزّه است، و یک سلسله کمالات را [به نظر میآوریم و میگوییم] خدای ما دارای چنین صفاتی است. در نماز وقتی سوره توحید را میخوانیم، میگوییم: قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ.
لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ. وَ لَمْ یکنْ لَهُ کفُواً احَدٌ. هم صفات اثباتی در آن است و هم صفات سلبی.
بعد میگوییم: «کذلِک اللَّهُ رَبِّی» چنان است پروردگار من، آن صفات کمالی اثباتی را دارد و من او را به آن صفات ستایش و حمد میکنم؛ نقصی نیز در او نیست، این که فرزند داشته باشد، فرزند چیزی باشد، مثل و مانند داشته باشد.
قرآن میگوید این کارِ تسبیح و تحمید که شما در این شعور ظاهری و انسانیتان باید آن را با تعلیمات انبیا یاد بگیرید و با اراده و اختیار خودتان انجام دهید، تمام ذرات عالم وجود [این کار را انجام میدهند و] خدا را تسبیح میکنند و حمد میکنند. این یک آیه از آیات قرآن [راجع به تسبیح و تحمید موجودات.]
[١]. حشر/ ٢٢- ٢٤.