مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - جزای عمل کافر
کفرش هم کفر جحودی و عنادی باشد و گناه هم مرتکب بشود، کافر در حال کفر مرتکب گناه بشود، آن دیگر «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» است. قرآن برای این دسته مثل عجیبی ذکر میکند: [مثل آنها مثل] تاریکی اندر تاریکی است؛ میفرماید: اوْ کظُلُماتٍ فی بَحْرٍ لُجِّی. دریایی را در نظر میگیرد که آن دریا «لُجّی» باشد یعنی قسمتی از آن یا همه آن، عمق بسیار زیادی داشته باشد. چرا قرآن مثال به دریای عمیق ذکر میکند و میگوید ظلماتی در عمق دریایی عمیق؟ برای این که اگر ما بخواهیم مثالی ذکر کنیم برای جایی که در آنجا نور به هیچ وجه وجود نداشته باشد و انسان را در جایی ببرند که هیچ نور وجود نداشته باشد، آنجا عمق یک دریای عمیق است که انسان را در عمق آن دریا فرو ببرند.
امروز بهتر از گذشته ثابت شده است که نور در آب نفوذ میکند، یعنی نور همین طور که هوا را روشن میکند آب را هم روشن میکند چنان که شما کف حوضی را که آب صاف داشته باشد میبینید، چون نور همان طور که مثلًا در بلور نفوذ میکند در آب نفوذ میکند و تا کف حوض میرسد. اما میگویند در دریاهای خیلی عمیق، از عمق چند هزار متر بیشتر، دیگر اساساً نور هیچ نفوذی ندارد، آنجا ظلمت مطلق است.
در قدیم خیال میکردند در طبقات زیرین اقیانوسها دیگر جانداری وجود ندارد، چون نور به هیچ وجه به آنجا نمیرسد و فشار آب هم خیلی زیاد است، ولی امروز کشف شده که با این که نور خورشید به آنجا نمیرسد در عین حال جاندار وجود دارد. خدا مخلوقاتی را که آنجا هستند طوری خلق کرده که خودشان از اندرون خودشان نور تولید میکنند و مایحتاج نوری در وجود خودشان تولید میشود.
بنابراین مثال برای جایی که در آنجا نور هیچ وجود نداشته باشد که بتوان فرض کرد انسانی را به آنجا ببرند، یکی «بحر لجّی» است. قرآن نمیگوید «بحر» (دریا) که شامل همه دریاها بشود و بگویند بعضی دریاها نور تا ته آنها میرسد، بلکه میگوید: «بحر لجّی» دریای خیلی عمیق؛ اشاره به بعضی دریاها که عمقشان در حدی است که نور در آنجا نفوذ نمیکند.
ولی قرآن میخواهد بگوید که عواملی از ظلمت بر وجود این گروه از کافران احاطه پیدا کرده است که هرکدام به تنهایی اینها را در ظلمت فرو میبرد. صرفِ این