مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦ - تفسیر این آیه در روایات
قابل تطبیق بر انحایی از تفسیرهاست. در بعضی از روایات این مثل را مثل انسان دانستهاند ولی در روایات این را در عقل انسان پیاده نمیکنند، در ایمان انسان پیاده میکنند. این مشکات و زجاجه و مصباح و ... را در روایات تشبیه کردهاند به تن انسان، سینه انسان، قلب انسان و نور ایمان انسان، که نور ایمان در قلب انسان چگونه قرار میگیرد و روح انسان در کالبد او چگونه قرار میگیرد. این مثل را برای انسان ذکر کردهاند ولی از نظر ایمان.
در بعضی روایات دیگر، این مثل برای انسان است ولی نه برای هر فرد انسان مؤمن، بلکه برای کانون هدایت انسانها یعنی دستگاه نبوت، آنهم نبوت ختمیه، به دلیل این که در آخر آیه میفرماید: یهْدِی اللَّهُ لِنورِهِ مَنْ یشاءُ. معلوم است که سخن از نوری است که خدا به وسیله آن مردم را هدایت میکند. در روایت این طور تطبیق شده است که آن چراغدان، سینه و کالبد وجود مقدس خاتمالانبیاء صلی الله علیه و آله است و آن چراغ (مصباح) نور ایمان و نور وحیی است که در قلب مقدس اوست، و بعد این که دارد «الْمِصْباحُ فی زُجاجَةٍ»، چون چراغ را به یک قندیل منتقل میکنند، نظر به جنبه انتقالش دارد و مقصود اقتباس نور ایمان و ولایت و نور معنا از پیغمبر صلی الله علیه و آله نسبت به علی علیه السلام است. مقصود از «زجاجه» علی علیه السلام است و آن درخت پربرکت که از روغن او این همه نورانیتها پیدا شده است ابراهیم علیه السلام است، و چون در اینجا دارد که آن درخت نه شرقی است و نه غربی- روایت میگوید- مقصود این است: ما کانَ ابْراهیمُ یهودِیاً وَ لا نَصْرانِیاً ابراهیم نه به راست متمایل بود نه به چپ، نه طریقه انحرافی یهود را داشت و نه طریقه انحرافی مسیحیت را، بلکه برحق و در جاده حق بود: وَ لکنْ کانَ حَنیفاً مُسْلِماً [١].
پس این هم به اصطلاح نوع دیگری تفسیر برای این آیه کریمه و برای این مثل است، و همان طور که عرض کردم این آیه آیهای نیست که من بتوانم ادعا کنم که صد درصد مقصود از مثل این است که من میگویم. خدا مثلی ذکر کرده برای این که ما تأمل و تدبّر کنیم و این مثل هم آنچنان مثل جامعی است که میتواند مثلی باشد برای هدایت خدا تمام جهان را؛ یعنی تمام جهان تشبیه شده است به یک خانهای که آن خانه، تاریک مطلق نیست بلکه در آن خانه یک چراغ نورانی نورانی وجود دارد
[١]. آلعمران/ ٦٧.