مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠ - داستان مجعول کتابسوزی اسکندریه
کتابهاست موافق با قرآن است، پس قرآنْ ما را بس، و یا مخالف با قرآن است، چیزی که مخالف با قرآن باشد به درد ما نمیخورد، همه را آتش بزن. همه را یکجا آتش زد. بعدها در قرن هشتم و نهم کم کم خود مسلمین هم همین داستان را از این کتابهای مجعول نقل کردند، بدون این که فکر کنند اگر چنین قضیهای میبود لااقل مورخین قرن اول و دوم و سوم و چهارم میگفتند.
چندین قرینه دیگر بر دروغ بودن این داستان هست که دیگر از بحث خودم دور میمانم. یک وقت من سه سخنرانی در موضوع «کتابسوزی اسکندریه» کردم و دروغ بودن آن را ثابت کردم [١]. شبلی نعمان هم رسالهای در این موضوع نوشته است، و از نظر محققینِ علما و مورخین شک ندارد که این مطلب دروغ است. اما دشمن آگاهانه، ابزارهای دست دشمن هم آگاهانه، ولی دوستانْ ناآگاهانه اینها را نقل میکنند. کار به جایی رسیده که در کتاب فلسفه و منطق سال ششم دبیرستانها [٢] وقتی میخواهند برای قضیه منفصله در منطق مثال بزنند میگویند نظیر آن چیزی که خلیفه مسلمانها راجع به کتابخانه اسکندریه گفت: «اگر موافق قرآن است، قرآن ما را بس و اگر مخالف است، چیزی که مخالف قرآن است به درد ما نمیخورد، پس آتش بزنید.» مخصوصاً در کتابهای دبیرستانی آوردهاند که در مغز بچهها فرو برود که مسلمین کارشان کتاب آتش زدن بوده است.
شبلی نعمان میگوید: انگلیسیها که آمدند هندوستان را احتلال کردند و بعد مدارسی تأسیس کردند که روی برنامه خودشان اداره میکردند، در کتابهای منطق وقتی میخواستند برای قضیه منفصله حقیقیه [٣] مثال بزنند مخصوصاً همین مطلب را به عنوان مثال ذکر میکردند، برای این که در مغز بچههای مسلمین و بچههای هندوها فرو کنند که شما ملتی هستید که از قدیم کتابها را آتش میزدید. بعد ما میبینیم در کتابهای دبیرستانی ایران هم همین را آوردهاند؛ و ما بدون این که بگوییم این، مدرک و دلیل دارد یا نه، زبان به زبان [٤]، دهان به دهان بازگو میکنیم به طوری
[١]. [رجوع شود به مقاله «کتابسوزی ایران و مصر» در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران. این مقالهتفصیل یافته سخنرانیهای مذکور است.][٢]. [در زمان حکومت پهلوی.][٣]. قضیه منفصله حقیقیه مثل «عدد یا جفت است یا طاق» و «الآن یا روز است یا شب».[٤]. تعبیر «زبان به زبان» از قرآن است.