مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - تفسیر سوره انفال (١٠)
مطلبی که میگوید توضیح همین آیه قرآن است. اکنون دو حدیث را که در تفسیر آمده است به عنوان نمونه برایتان میخوانم.
حدیث اول در کافی است که از امام صادق علیه السلام روایت میکند: انَّ اللَّهَ بَعَثَ نَبِیاً مِنْ انْبِیائِهِ الی قَوْمِهِ وَ اوْحی الَیهِ خدا به یکی از پیغمبرانش که او را به سوی قومش فرستاده بود چنین وحی کرد: انْ قُلْ لِقَوْمِک به مردمت اطلاع بده که انَّهُ لَیسَ مِنْ اهْلِ قَرْیةٍ وَ لا ناسٍ (قریه یعنی محل جمع شدن. لازم نیست که حتماً ده باشد. در اصطلاح امروز ما قریه یعنی ده، ولی در اصطلاح قرآن قریه به شهر هم اطلاق میشود. از ماده «قَرْی» به معنی محل اجتماع است.) مردم یک محلی، دهی، شهری و به طور کلی مردمی نیستند که کانوا عَلی طاعَتی که بر راه من و اطاعت من باشند یعنی صالح باشند فَاصابَهُمْ فیها سَرّاءُ و به همین جهت برای آنها خوشی و نعمت و سعادت بیاید فَتَحَوَّلوا عَمّا احِبُّ الی ما اکرَهُ و بعد اینها از این نعمتها سوء استفاده کنند یعنی بیفتند در عیش و فساد اخلاق و فاسد بشوند (به عبارت دیگر مردمی نیستند که صالح باشند و پشت سر این صلاح، من برایشان سعادت بیاورم ولی بعدْ این سعادت و خوشی، آنها را به سوی فساد بکشاند یعنی از این نعمت سوء استفاده کنند) الّا تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمّا یحِبّونَ الی ما یکرَهونَ مگر اینکه من هم نظرم را درباره آنها تغییر بدهم و آنچه را که آنها دوست میدارند از ایشان بگیرم و چیزی به آنها بدهم که از آن بدشان میآید، یعنی به جای نعمت، نقمت بدهم. وَ انَّهُ لَیسَ مِنْ اهْلِ قَرْیةٍ وَ لا اهْلِ بَیتٍ کانوا عَلی مَعْصِیتی و مردمِ جایی یا حتی مردمِ خانوادهای نیستند که بر معصیت من و در راه فساد باشند فَاصابَهُمْ فیها ضَرّاءُ و در نتیجه به ایشان سختی برسد فَتَحَوَّلوا عَمّا اکرَهُ الی ما احِبُ و برگردند از آنچه من مکروه میدارم به سوی آنچه محبوب من است الّا تَحَوَّلْتُ لَهُمْ عَمّا یکرَهونَ الی ما یحِبّونَ مگر آنکه من دومرتبه نظرم را درباره آنها تغییر بدهم و آنچه را که بر آنها سختی بود عوض کنم و به ایشان خوشی بدهم که آنها هم راضی بشوند و آن را دوست داشته باشند.
حدیث دیگری را در اینجا [١] از تفسیر صافی نقل میکنند و این هم ظاهراً از کافی است که امام صادق علیه السلام فرمود: کانَ ابی یقولُ پدرم امام باقر علیه السلام میفرمود: انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَضی قَضاءً حَتْماً خدا تقدیر و حکم حتمی و تخلفناپذیر کرده است که
[١]. تفسیر المیزان، ج ٩/ ص ١١٠.