مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - ١ شناخت سندی یا انتسابی
نمیتواند ادعا کند و یا احتمال بدهد که نسخه دیگری از قرآن وجود داشته و یا دارد. هیچ مستشرقی هم در دنیا پیدا نشده که بخواهد قرآنشناسی را از اینجا شروع کند که بگوید باید به سراغ نسخههای قدیمی و قدیمیترین نسخههای قرآن برویم و ببینیم در آنها چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست. اگر در مورد تورات و انجیل و اوستا و یا شاهنامه فردوسی و گلستان سعدی و هر کتاب دیگر این نیاز هست، برای قرآن چنین نیازی نیست.
سرّ این مطلب- همانطور که گفته شد- پیشی گرفتن قرآن بر نسخه و نسخهشناسی است. قرآن گذشته از اینکه یک کتاب مقدس آسمانی بود و پیروان با این چشم بدان مینگریستند، اساسیترین دلیل و برهان صدق دعوی پیامبر و بزرگترین معجزه او محسوب میشد. بعلاوه قرآن مانند تورات نبود که یکباره نازل شود و بعد این اشکال به وجود بیاید که نسخه اصلی کدام است، بلکه آیات قرآن به تدریج و در طول ٢٣ سال نازل شد و از همان روز اول نزول، مسلمین مانند تشنه بسیار سوزانی که به آب گوارایی برسد آیات قرآن را فرا میگرفتند و حفظ و ضبط میکردند، بخصوص که جامعه آن روز مسلمین جامعهای بسیط بود و کتاب دیگری وجود نداشت تا مسلمانان، هم ناگزیر به حفظ آن باشند و هم ناچار از ضبط این.
ذهن خالی و حافظه قوی و نداشتن سواد خواندن و نوشتن سبب شده بود تا مسلمانان اطلاعاتشان را تنها از راه آنچه که میدیدند و میشنیدند کسب کنند؛ از این رو پیام قرآن که با احساس و عاطفه آنان سازگار بود همچون نقشی که در سنگ کنده شود در قلب آنان نقش میبست و چون آن را کلام خدا میدانستند نه سخن بشر، برایشان مقدس بود و به خود اجازه نمیدادند که حتی یک کلمه یا یک حرف را در آن تغییر دهند و یا پس و پیش کنند و پیوسته تلاششان این بود که با تلاوت این آیات به خدا نزدیکتر شوند.
مزید بر همه اینها پیامبر اکرم از همان روزهای اول عدهای نویسندگان خاص برای قرآن انتخاب کرد که به «کتّاب وحی» معروفند. این امر امتیازی برای قرآن محسوب میشود که هیچ کدام از کتابهای قدیمی از آن برخوردار نبودهاند. نگارش کلام خدا از همان آغاز، از جمله علل قطعی حفظ و مصون ماندن آن از تحریف بود.
یکی دیگر از جهاتی که سبب حسن پذیرش قرآن در میان مردم میگردید