مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - تفسیر سوره انفال (٨)
معنویشان بود.
وَ اذْ زَینَ لَهُمُ الشَّیطانُ اعْمالَهُمْ مانند آنها نباشید آنگاه که شیطان کارهایشان را در نظر خودشان زیبا جلوهگر ساخت و قالَ لا غالِبَ لَکمُ الْیوْمَ مِنَ النّاس و به آنها چنین گفت که شما خیلی صاحب قدرتید، هیچ قدرتی در مقابل شما مقاومت ندارد وَ انّی جارٌ لَکمْ من هم کمک شما هستم، شما در جوار و در پناه من هستید. راجع به اینکه شیطان به اینها چنین گفت، از قدیمالایام مفسرین اختلاف کردهاند که به چه شکل گفت؟ آیا به شکل وسوسه بود یا به شکل تمثّل؟ میدانیم که قرآن کریم از حقیقتی یاد کرده است به نام مَلَک و فرشته، و از حقیقت دیگری یاد کرده است به نام شیطان و جن. معمولًا ارتباط ملک با انسان را به شکل القاء خاطرات خوب در روح انسان بیان میکنند که حدیث هم هست که در قلب انسان دو گوش است، از یک گوش مَلَک و از گوش دیگر شیطان القائات تلقین میکنند. و در قرآن آمده است که ملک یا فرشته تمثل پیدا میکند یعنی ذات و جنسش جسم نیست ولی میتواند مثال جسمانی پیدا کند و در نظر انسان، در جلوی چشم انسان مجسم بشود. درباره روحالقدس و مریم میگوید: فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیاً [١]. شیطان هم همین طور است، گاهی بشر را صرفاً به وسیله وساوسی که در دل او القا میکند اغوا مینماید و گاهی در جلوی چشم بشر تمثل پیدا میکند.
در این آیه از قدیم مفسرین اختلاف کردهاند که آیا منظور این است که شیطان در دل کفار اینطور القا کرد یا مقصود این است که شیطان در نظر کفار متمثل شد؟
هر دو را گفتهاند و هر دو هم میتواند صحیح باشد. غرض این جهت است که شیطان به اینها القاء کرد، یا از راه وسوسه در دلشان و یا متمثل شد، گفت: شما خیلی نیرومند هستید، و به همین جهت اینها را مغرور و متکبر کرد. گفت: من کمک شما هستم، اما آن وقتی که دو لشکر با یکدیگر روبرو شدند شیطان فرار کرد. یا همان شیطان متمثلشده فرار کرد بنا بر یک تفسیر، و یا آن وساوسی که در دلشان میافتاد و اینها را مغرور میکرد و قوّت قلب میداد یکمرتبه از بین رفت، به جایش جبن و ترس آمد، بنا بر تفسیر دیگر.
[١]
. مریم/ ١٧ [آیه به طور کامل چنین است: فَاتَّخَذَتْ مِنْ دونِهِمْ حِجاباً فَارْسَلْنا الَیها روحَنا فَتَمَثَّلَ لَهابَشَراً سَوِیاً و آنگاه که از همه خویشانش به کنج تنهایی پنهان گردید، ما روح خود را بر او مجسم ساختیم.]