مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - ٤ معجزه چگونه دلالت بر صدق ادعای آورنده آن دارد؟
میرساند و ما اینک در مقام اثبات خود انبیا هستیم.
«دلالت طبیعی» یعنی دلالت تجربی مثل دلالت سرفه بر درد سینه و یا حرکت سریع نبض بر تب. اینها علائم طبیعی و تجربی است یعنی علائمی است که در اثر تجربه به دست آمده است.
دلالت معجزه، از این نوع نیز مسلّماً نیست چون جزء مسائل تجربی بشر نیست.
«دلالت عقلی» یعنی دلالتهای استدلالی، مثل دلالت معلول بر علت. وقتی عقل حدوث چیزی را میبیند، با توجه به اینکه پیدایش چیزی را بدون علت محال میداند، بلافاصله پی به علت آن میبرد و این موضوع هیچ احتیاج به قرارداد و یا تجربه ندارد.
دلالت معجزه از این گونه دلالتهاست و برای توضیح آن باید بگوییم:
نحوه دلالت معجزه دو گونه ممکن است بیان شود. متکلمین معمولًا گفتهاند که معجزه یک نوع دلالت عقلی به نحو عملی است. مثل مواردی که عقل انسان از عمل شخصی پی به رضایت او میبرد و یا از سکوت او کشف رضا مینماید. تقریر معصوم که در فقه حجت شمرده شده نیز از این قبیل است؛ میگویند همان طور که اگر معصوم صریحاً ترتیب وضو گرفتن را به کسی میگفت و یا خودش وضو میگرفت برای ما حجت بود، همین طور اگر در پیش روی او کسی به نحوی وضو بگیرد و معصوم ایرادی بر او نگیرد، به دلالت عقلی معلوم میشود که نحوه وضو گرفتن همان است، به این استدلال که اگر صحیح نبود حتماً معصوم اعتراض میکرد و چون اعتراض نکرد پس حتماً در نظر او صحیح بوده است. و اگر کسی سؤال کند که چرا اگر صحیح نبود معصوم ایراد میگرفت، خواهیم گفت این کار اغراء به جهل است یعنی مردم را وادار به جهالت کردن است و این عمل زشت و ناپسند است و معصوم چنین عملی را مرتکب نمیگردد.
این عده میگویند دلالت معجزه بر صدق نبوت از این قبیل است، به این بیان که وقتی شخصی میآید و میگوید: مردم! من از طرف خدا هستم، با توجه به اینکه خداوند بر همه افعال بشر آگاه است، ادعای این شخص در حضور خداوند انجام شده است. هنگامی که برای اثبات مدعای خود کار خارقالعادهای انجام داد، حال یا به خودش نسبت داد و یا به خداوند، حتماً دلیل صدق او خواهد بود چون اگر