مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - توضیح
علت حقیقی کنار رود و جایش را به علت دیگری بدهد و انسانی از غیر طریق آمیزش دو انسان پدید آید، آن معجزه است.
این گفتار نیز ناشی از عدم اطلاع بر علوم عقلی است زیرا پس از آنکه پذیرفتیم که در عالم نظام علت و معلول حکمفرماست این نظام یک نظام قراردادی نیست که بشود آن را تغییر و تبدیل نمود بلکه طی یک رابطه حقیقی و واقعی و تخلفناپذیر است.
یعنی در طبیعت اگر «الف» علت «ب» بود، بین الف و ب یک رابطه واقعی و حقیقی برقرار است که نه الف آنچنان رابطه را با غیر ب دارد و نه ب با غیر الف میتواند داشته باشد و هیچ گاه ب بدون الف هستی نمییابد؛ و بالاخره علت واقعی یک امر یک امر است و بس، و هیچ چیز با دو چیز نمیتواند رابطه علت و معلولی داشته باشد.
پس در مثال فوق هیچ گاه نمیشود «ج» به جای الف بنشیند و یا بالعکس «د» به جای ب معلول الف گردد [١].
٣. در مقابل این دو تعریف، تعریف سومی برای معجزه هست که اشکالات عقلی فوق به هیچ وجه بر آن وارد نمیگردد، و آن این است که بگوییم معجزه نه نفی قانون علیت است و نه نقض و استثنای آن، بلکه خرق ناموس طبیعت است.
فرق است میان «خرق قانون علیت» و «خرق ناموس طبیعت». معجزه نه آن است که چیزی از غیر راه علت اصلی پدید آمده باشد، بلکه آنچه از غیر مسیر و جریان عادی و طبیعی به وجود آمده است «معجزه» نام دارد.
به بیان بهتر: معجزه خارج شدن امری است از جریان عادی به نحوی که دخالت ماوراءالطبیعه در آن آشکار باشد.
با این بیان، در پیدایش معجزه علتی به جای علت دیگر نمینشیند بلکه این مطلب که بین علت و معلول یک نوع رابطه حقیقی و تخلفناپذیر برقرار است پذیرفته شده ولی مسئله معجزه بدینگونه توجیه میگردد که:
علل واقعی اشیاء برای بشر که میخواهد با علم و تجربه به آنها برسد همواره
[١]. [در اینکه رابطه بین علت و معلول چگونه رابطهای است و چرا نمیشود از یک علت بیش از یک معلول پدید آید و یا یک شیء معلول دو علت بوده باشد، در پاورقیهای جلد سوم اصول فلسفه مشروحاً بحث شده و خوانندگان محترم میتوانند به کتاب مزبور مراجعه فرمایند.]