مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - حمد مخصوص خداوند است
ولی تا آنجا که این صفات نیامده و فقط حمد را اختصاص به اللَّه (ذاتی که شایسته پرستش و ستایش است) داده عالیترین درجه را میرساند؛ یعنی ذاتی که قطع نظر از کارهای او و احسان او به خودم، و قبل از اینکه من به آغاز و انتهای علم و دانش و آفرینش خودم و این گیتی پهناور نظر داشته باشم، او خودش شایسته حمد است و او را باید بستاییم.
البته این درجه را همه کس نمیتواند ادعا کند و آن علی بن ابیطالب است که میگوید:
الهی ما عَبَدْتُک طَمَعاً فی جَنَّتِک وَ لا خَوْفاً مِنْ نارِک بَلْ وَجَدْتُک اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُک [١].
پروردگارا! اینکه من تو را پرستش میکنم نه برای بهشت توست و نه برای ترس از جهنمت. اگر بهشت و جهنمی هم خلق نمیکردی من تو را چون شایسته پرستش هستی عبادت میکردم. پرستش من برای این نیست که مرا خلق کردی و به من احسان نمودی و نه چون در آخرت به عبادت کنندگان بهشت میدهی، بلکه چون تو هستی و تو لایق پرستشی [٢].
و به قول سعدی:
گر از دوست چشمت به احسان اوست | تو در بند خویشی نه در بند دوست | |
خلاف طریقت بود کاولیاء | تمنا کنند از خدا جز خدا [٣] | |