مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٣
ساعت مال ما یک ساعت مال او! بیاییم کلک او را بکنیم که همه آب مال ما باشد:
«فَنادَوْا صاحِبَهُمْ» رفیقشان را (که مردی بود- بعضی گفتهاند- به نام «قیدار»، یکی از آن جانیها و شَمَردَلهایی که برای اینجور کارها آماده هستند) صدا زدند که آیا میتوانی این کار را بکنی؟ «فَتَعاطی فَعَقَرَ» پس حربهاش را به دست گرفت و این حیوان را کشت، یعنی این معجزه باقی در میان مردم را که گواهی بود بر صدق دعوی پیغمبرشان، به دست خودشان از بین بردند. آن وقت بود که عذاب الهی نازل شد. باز میگوید: «فَکیفَ کانَ عَذابی وَ نُذُرِ» عذاب و نذُر من چگونه بود؟ رابطه عذاب و نذر چگونه بود؟ چه کردیم؟ «انّا ارْسَلْنا عَلَیهِمْ صَیحَةً واحِدَةً» فقط یک فریاد کافی بود و فرستادیم «فَکانوا کهَشیمِ الُمحْتَظِرِ» پشت سر این صیحه وقتی سراغشان میآمدی حالت اینها حالت هشیم محتظر بود. محتظر از ماده «حظیره» است و حظیره پناهگاهی است که گاهی در بیابانها از خس و خاشاک درست میکنند که از آفتاب مثلًا، مصون بمانند. تمام زندگی اینها تبدیل به یک چنین چیزی شده بود. «وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْانَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ» بار دیگر تکرار میشود: ایهاالناس! ما قرآن را برای تنبّه و یادآوری و آگاهی فرستادهایم، آیا آگاه شوندهای و متنبّه شوندهای هست؟
در ایامی که اهل بیت علیهم السلام در شام به سر میبردند، آن طور که تواریخ نوشتهاند، اوایل خیلی بر آنها سخت میگرفتند. در خرابهای زندگی میکردند که نه مانع گرما بود و نه مانع سرما، یعنی خرابهای بیسقف، و از هر جهت فوقالعاده بر آنها سخت بود ولی طولی نکشید که خود یزید به اشتباهش از نظر سیاسی پی برد، نه اینکه بگویم توبه کرد، به اشتباهش از نظر سیاسی پی برد که این کار به ضرر مُلکداری او شد. از آن به بعد دائماً به عبیداللَّه زیاد فحش میداد که خدا لعنت کند پسر زیاد را، من نگفته بودم چنین کن، من به او گفتم برو کلاه بیاور او سر آورد، من دستور قتل حسین بن علی را نداده بودم، او از پیش خود چنین کاری را کرد. این حرف را مکرر میگفت- در صورتی که دروغ میگفت- برای اینکه خودش را تبرئه کند و این [حادثه] را به گردن ابن زیاد بیندازد و خودش را از آثار شومی که در ملکداریاش پیشبینی میکرد مصون بدارد؛ و از جمله کارهایی که کرد این بود که وضع اسرا را تغییر داد چون اگر در همان وضع باقی میماندند میگفتند بسیار خوب، اینجا که دیگر ابن زیاد نیست، حالا چرا اینچنین میکنی؟ دستور داد که آنها را در