مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٩ - کلمه « ولی » و « مولی »
میگوییم: «حضرت مولی چنین فرمود.» گاهی هم در دعاها میگوییم: «انَا مَوْلیک» من مولای تو هستم. این دو معنا متضاد هستند. «او مولاست برای ما» یعنی ما از او میخواهیم که در پناه او باشیم، او حامی ما باشد. «ما مولای او هستیم» یعنی در تحت تصرف او هستیم. اینجا میفرماید: «یوْمَ لا یغْنی مَوْلی عَنْ مَوْلی شَیئاً» روزی که هیچ مولایی، هیچ حامیای از کسی که تحت حمایتش است نمیتواند حمایت کند و سودی به او برساند. «وَ لا هُمْ ینْصَرونَ» و نه کمک میشوند. میخواهد بگوید که نه کسی میتواند صددرصد نجاتدهنده شخص دیگر باشد و نه کسی میتواند کمک برساند، یعنی خود او چیزی داشته باشد ولی دیگری میآید مددی به او میرساند، مثل اینکه در جلسه امتحان یک وقت هست کسی هیچ چیزی ندارد، دیگری همه را به او میرساند؛ یک وقت نه، کمی بلد است، چند کلمهای هم که بلد نیست دیگری به او میگوید. هیچ اینها وجود ندارد «الّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ». این جمله استثنای از «وَ لا هُمْ ینْصَرون» است: مگر کسی که مورد رحمت الهی قرار بگیرد.
مفسرین گفتهاند این خودش از ادله شفاعت است. از «یوْمَ لا یغْنی مَوْلی عَنْ مَوْلی شَیئاً» استثنا نشده؛ این طور نیست که یک کسی به دلیل اینکه مولی است از کسی که تحت حمایت اوست بدون اینکه در این شخص هیچگونه لیاقتی باشد [حمایت کند و] همه کارهایش را او بکند، چون در شفاعت هم ما «الّا مَنِ ارْتَضی» داریم، یعنی شرط دارد. اما «نصرت» یعنی کمک کردن، عنایت کردن- که این همان معنای مغفرت و رحمت پروردگار از مجرای شفیع است- وجود دارد. این همان نصرت الهی است. آن بازیای که ما میگوییم اسمشان حضرت مولی [است] و بعد ما میشویم بچه درویش و دیگر همه کارها را مولی کرده، آن وجود ندارد. اما کمک هست و گفتیم زمینه کمک این است که همیشه در جایی است که شخص لیاقتی دارد، اعانتی به او میشود؛ و معنی شفاعت این است. در حدیثی هست که شخصی به نام زید شَحّام گفت در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودیم، همین آیه خوانده شد:
«یوْمَ لا یغْنی مَوْلی عَنْ مَوْلی شَیئاً وَ لا هُمْ ینْصَرونَ. الّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ» حضرت فرمود: «مَنْ رَحِمَ اللَّه» ما هستیم (به اعتبار شفاعت کردن نه به اعتبار شفاعت شدن) [١].
«انَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الرَّحیمُ» خدا عزیز و غالب است و مهربان است. از آن جهت که
[١]. بحارالانوار، ج ٢٤/ ص ٢٠٥ (باب ٥٤، روایت ٣).