مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٧ - اعتقاد مشرکین درباره شفاعت
آن طوری که دل خودش میخواهد اجرا میکند. انسان میگوید آقا! آن مدیرکل و معاون را رها کن، از آنها کاری ساخته نیست، آنها کارشان فقط دستور دادن است، برو سراغ همین کارمندان جزء. یک وقت شما میبینید یک کارمند جزء که یک نامه را باید تنظیم کند از خود وزیر بیشتر کار از او ساخته است.
درباره دستگاه خدا اینجور اعتقاد داشتند: اساس [موجودات رده پایینتر] هستند. خلاصه اگر شما دم اینها را ببینید اینها بلدند آنجا را درست کنند، کلاه هم سر بالاتریها بگذارند، ولی اگر اینجا را درست نکنی فایده ندارد. این بود که اذهان به جای اینکه متوجه خدا بشود متوجه بتها میشد که اینها باید کار را درست کنند؛ و مکرر گفتهایم که ما هم اگر بخواهیم درباره شفاعت شفعا چنین اعتقادی داشته باشیم و بگوییم خدا یک دستور دارد، یک قانون دارد، یک رضایت دارد، امام حسین دستور و قانون و رضایت دیگری دارد؛ خدا یک دستگاه دارد، امام حسین دستگاه دیگری؛ دستگاه خدا یک حساب دارد، دستگاه امام حسین حساب دیگری، و آنجا مطلب به شکل دیگری است؛ بعد بگوییم ما که دستمان به خدا نمیرسد، آنجا کار خیلی مشکل است، میآییم امام حسین را که به یک چیزهای سهل و سادهای راضی میشود [شفیع قرار میدهیم؛] خدا به انسان میگوید نماز، روزه، جهاد با نفس، اخلاق پاک، حج، جهاد، امربه معروف و نهی از منکر، کارهای خیلی سخت؛ امام حسین بر عکس، یک دستگاه خیلی سادهای دارد، با یک روضهای گرفتن و یک دانه اشکی ریختن و چند تا سینهزدن و خلاصه در چند روز دهه عاشورا سهل و ساده میشود همه قضایا را صاف کرد؛ ما به جای اینکه از درِ خدا وارد بشویم که درِ خیلی سخت و مشکلی هست از درِ امام حسین وارد میشویم، بعد امام حسین خودش میرود آنجا کارها را درست میکند؛ [اگر چنین اعتقادی داشته باشیم به خطا رفتهایم.]
این معنایش همان است که از کارمند جزء کارهایی ساخته است که از [رئیس] کل ساخته نیست. این جور اعتقاد به شفاعت امام حسین قطعاً باطل است، یعنی از نوع اعتقاد به شفاعتی است که بتپرستها درباره بتها داشتند. همان طوری که در آنجا بتها تقصیری نداشتند و این تقصیر متوجه خود بتپرست بود، در این گونه اعتقاد هم بدیهی است که امام حسین مسئول نیست، این تقصیر متوجه آن کسی است که چنین اعتقادی دارد. ولی اگر کسی اعتقادش به شفاعت این باشد که خیر،