مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - ١ دعوت به تعقل از طرف قرآن
هیچ کس را نرسد که ایمان بیاورد مگر به اذن الهی.
به دنبال طرح این مسئله غامض که هر ذهنی ظرفیت تحمل و درک آن را ندارد و براستی انسان را تکان میدهد، آیه را چنین دنبال میکند:
وَ یجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذینَ لایعْقِلونَ [١].
و بر آنان که تعقل نمیکنند پلیدی قرار میدهد.
در این دو آیه که به عنوان نمونه ذکر کردم، قرآن به اصطلاح اهل منطق به دلالت مطابَقی دعوت به تعقل نموده است. آیات بسیار دیگری نیز وجود دارند که قرآن به دلالت التزامی سندیت عقل را امضا میکند [٢]. به عبارت دیگر سخنانی میگوید که پذیرش آنها بدون آنکه حجیت عقل پذیرفته شده باشد امکانپذیر نیست. مثلًا از حریف استدلال عقلی میطلبد:
قُلْ هاتوا بُرْهانَکمْ [٣].
به دلیل التزام میخواهد این حقیقت را بیان کند که عقل، سند و حجت است.
و یا اینکه رسماً برای اثبات وحدت واجبالوجود قیاس منطقی ترتیب میدهد:
[١]. یونس/ ١٠٠.[٢]. هرگاه وجود امری ما را به امر دیگری راهنمایی کند، اسم دلالت بر آن میگذاریم. دلالت انواعگوناگون دارد که یکی از آنها دلالت لفظی است و به سه صورت امکانپذیر است:
اول: دلالت مطابقه یعنی آنکه لفظ بر تمام معنی خود دلالت میکند، مثل وقتی که میگوییم: «اتومبیل» و منظور تمام اجزای آن است.
دوم: دلالت تضمّن یعنی لفظ بر جزئی از معنی خود دلالت میکند. مثلًا میگوییم: «اتومبیل اینجاست» و از آن میفهمیم که اتاق و یا موتور آن نیز اینجاست.
سوم: دلالت التزام که در آن لفظ بر امری خارج از معنی خود دلالت میکند، مثل اینکه اسم «حاتم» را میشنویم و جود و سخا به خاطرمان میآید.
[٣]. بقره/ ١١١ [بگو دلیلتان را بیاورید.]