مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٠ - مبنای دوستیها
الْمُتَّقینَ» یک اصل کلی است. همیشه وقتی دو نفر و یا یک عده با یکدیگر دوست میشوند یک وجه مشترکی در کار است که آنها را همگروه و همنشین و معاشر و همپیاله کرده است. محال است که دو نفر که با یکدیگر هیچ سنخیت روحی ندارند و از وجود یکدیگر بهرهای نمیبرند و در [جلب] منفعتی یا دفع ضرری مشارکت ندارند با یکدیگر دوست بشوند. مولوی در شعرهای معروف خود مثال میآورد که محال است دو نفر با یکدیگر دوست شوند مگر اینکه وجه مشترکی بین آنها باشد.
گاهی دیده شده که دو نفر که بر ضد یکدیگر هستند با هم دوستند. ولی باید دانست که آن ضدیت صددرصد نیست، مثلًا نود و نه درصد است. آن یک درصد است که این دو را به یکدیگر پیوند داده است. مولوی میگوید:
آن حکیمی گفت دیدم در تکی | در بیابان زاغ را با لکلکی | |
در عجب ماندم بجستم حالشان | تا چه قدر مشترک یابم نشان | |
چون شدم نزدیک و من حیران و دنگ | خود بدیدم هر دوان بودند لنگ | |